تا مشکتو تو اب زدی

تا مشکتو تو آب زدی
موجای دریا شد آروم
تا رو به ساحل اومدی
بغضی نشست توی گلوم
همون دم بود غربت دنیا شد نصیبم
رو لب گل کرد ناله های امن یجیبم
بلند شو بنگر که شمشیر ها رو کشیدن
آخه می دونن بدون تو من غریبم
ابا الفضل اباالفضل
دشمن با داغ اکبرم
آتیش زده بر جیگرم
حالا شکسته با غمت
مثل سر تو کمرم
روی قلبم دیگه این زخم غم میمونه
کمرم دیگه مثل مادر خم میمونه
می دونی چه فکری می سوزونه دلم رو
تو این فکرم خواهرم بی محرم میمونه
پاشو ببین توی حرم
عزاخونه به پاشده
تا آرزوی کوفیا با کشتنت روا شده
بدون تو توی هر خیمه پا می ذارن
رد پاهاشونو تو آتش جا می ذارن
دیگه زینب دستاشو روی سر می گیره
پیش چشماش داغمو رو دلها می ذارن
ابا الفضل ابا الفضل

شاعر : مرحوم امیر حسین مومنی

/ 8 نظر / 15 بازدید
یک طلبه

سلام دعوتید. دوست دارم بدونم به سوالی که در پست جدیدم مطرح شده چطور می می خواید پاسخ بدید؟ پس منتظرتونم.

نری

سلام خوبی؟؟ آخه اینم شد عکس خدایش خودت قضاوت کن چطور میشه دیدت؟؟زربین هم کمه واسه دیدن عکست نکنه میخوای چشت نکنن[خنده][خنده]

ف.م

با سلام و تبریک به مناسبت ولادت مادر سادات به روزم و منتظر حضور گرم شما حسابی التماس دعا یازهرا(س)

سکوت

سلام دوست قدیمی مارو یادت هست خیلی تنها بودم گفتم یه سری به دوستای قدیمی بزنم. سکوت سابق الان فقط سکوت نیست. سکوت داغونه خواستی یه سر به غمکده ما بزن.[گل]

امید و سارا

به بهشت نمیروم اگر مادرم انجا نباشد [قلب][بوسه][گل] بدو بدو بدو بیا آپم[گل]

samira

كاش رویاهایمان روزی حقیقت می شدند تنگنای سینه ها دشت محبت می شدند سادگی مهر و وفا قانون انسان بودن است ك اش قانون هایمان یكدم رعایت می شدند اشكهای همدلی از روی مكر است و فریب كاش روزی چشمهامان با صداقت می شدند گاهی از غم می شود ویران دلم كاش بین دلها غصه ها مردانه قسمت می شدند