منای کربلا

منای کربلا

روز هشتم ذیحجّه است ؛ روز ترویه ، روزی که سیل خروشان حاجیان با لباسهای سفید احرام از مکه به سوی صحرای عرفات، سرازیر است تا فردا در عرفات وقوف کنند و روز بعد در سرزمین مِنی، بر نماد شیطان سنگ بزنند و سرهای خود را بتراشند و گوسفند قربانی کنند . همه سرشار از شوق و اشتیاق به سوی وادی معرفت و روانند ؛ اما ناگاه همه میبینند قافله ای بر خلاف جهت این سیل خروشان به جای عرفات به سمت عراق رهسپار است . هر کس این صحنه را مشاهده میکند، علامت سؤال بزرگی در ذهنش نقش میبندد که : اینها چرا راه خود را کج کرده اند و در این روز به کجا میروند ؟! امروز که عراقیها به سمت عرفات در حرکتند، اینها به سمت عراق برای چه میروند؟ برخی بی اعتنا به این صحنه به راهشان ادامه میدهند ولی عده ای در پی یافتن پاسخی برای سؤالشان از قافله سالار این قافله سراغ میگیرند و میشنوند که : قافله سالار کسی نیست جز : سَروَر جوانان بهشت؛حسین بن علی (ع) . عجبا ! حسین؟! حسین بن علی؟! فرزند دلبند فاطمه؟! به کجا میرود چنین شتابان؟! می آیند و از خود حضرت میپرسند . یا اباعبدلله، چرا راهت را کج کرده ای؟چرا سمت عراق؟مگر نمیخواهی به منی بیایی و بر شیطان سنگ بزنی و سر بتراشی و قربانی کنی تا حاجی شوی؟! حسین اما چه جوابی بدهد به این مردم غافل و ظاهربین؟ به کسانی که امام معصوم را به کجراهه روی متّهم میکنند! زبانحال حضرت این بود که : میپندارید که من راه خویش را کج کرده ام و شما در صراط مستقیم هستید؟! شمایی که از شیطان زمان ، یزید بنی امیّه غافلید و بر شیطان سنگی سنگ میزنید! ولی من عرفات و منای دیگری در پیش دارم . اگر شما موی سر میتراشید ، من باید سر در راه دوست بدهم و اگر شما گوسفندی یا شتری قربانی میکنید، من قربانیها در پیش دارم . قربانگاه من کربلاست و قربانیهای من علی اکبر و قاسم و عباس و علی اصغر و بهترین بهترینان زمین و زمان . آری حسین این را شاید هم در دلش میگوید و به راه خود ادامه میدهد و حاجیان همچنان با لباس سفید احرام همچنان به سوی عرفات در حرکتند و شاید بعضیها در این فکر که : خدا کند گوسفند ارزانتری گیرمان بیاید تا بتوانیم سوغاتی ی بیشتری به وطن خود ببریم !

 

امّا حسین(ع) با عزم و اراده ای الهی و بدون ذرّه ای تردید به به قافله فرمان حرکت میدهد

یکماه بعد در عصر عاشورا ، حسین در گودال قتلگاه در جامه ی سرخ احرام بسته و به جای موی سر ، سر را در راه معبود داده است :

او به جای موی سر، سر میدهد

قاسم و عباس و اکبر میدهد . . .

/ 6 نظر / 8 بازدید
پرویز کهندل

باسلام عید سعید قربان مبارک باد کوچکترین حاجی دربین حجاج امسال سارا بابایی 6ساله از گنبد کاووس می باشد.

وحیدبهروز

شاه گفتا کربلا امروز میدان من است عيد قربان من است، عيد قربان من است كربلا رنگين ز خون نوجوانان من است عيد قربان من است، عيد قربان من است

آذین

سلام دوست عزیز من شمارولینک می کنم.[خرخون]

بهزاد حیدری

وحید جان سلام.خوبی؟عیدت مبارک.خدا بیامرزتش[نیشخند][چشمک].

کاظم روحانی نژاد

سلام آقا بهروز عزیزم ، مطلب جالب و تاثیر گذاری نوشته اید ، خدا نصیب کند غروب روز عرفه را در صحرای عرفات درک کنید ،عین این جملات در ذهن ودیده حقیقت بین تصویر می شود ،انشاا.. که سال آینده در همین ایام در صحرای عرفات و منا باشید البته بدون حاکمیت حاکمان ظلم وجهل یعنی خاندان سعود .. انشاا[گل][لبخند]

مهدی بذرافشان

همه از عشق و جنون می گویند همه زین کاسه ی خون می گویند نام هر گونه هوس عشق نهند بیخود از ناز و فزون می گویند عشق آنست که آتش فکند آتش اندر دل سرکش فکند عشق آنست که با یک دیدار شعله در قلب مشوش فکند خواستن را نرسیدن عشق است سوختن و یار و ندیدن عشق است کی تماس دو بدن عشق بود دوری و درد کشیدن عشق است