تاريخ : ۱۳۸۸/۱٢/۱ | ٤:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : ...

 اگر بشنویم در موزه ی فلان کشور دوردست پیراهنی از لباسهای امام سجاد (ع) نگهداری میشود ، خود را به آب و آتش میزنیم که خود را به آنجا برسانیم و لحظه ای به این پیراهن نگاه کنیم . حتی حاضریم ملیونها تومان بدهیم تا یک تکّه از آن لباس را برای تبرّک به دست آوریم ولی صحیفه ی سجادیه در کتابخانه ی منزلمان خاک گرفته و حتی یکبار هم لای آن را باز نکرده ایم ! با اینکه کلامیکه از دهان مبارک امام خارج شده ، به مراتب ارزشمندتر از لباسی است که به تن امام رسیده ؛ چرا که لباس از جنس پشم و پنبه است و کلام آنها از سنخ نور ( کلامکم نور) نمیخواه تبرک به لباس امام را نفی کنم . حتی خاک زیر پای قنبر هم شفاست چه رسد به پیراهن امام . جایی که پیراهن یوسف یعقوب را بینا میکند ، حساب پیراهن امام روشن است . منظورم این است که نباید فرعیات ما را از اصلیات غافل سازد . امام برای هدایت بشر آمده نه شفای مریض و زنده کردن مُرده . گرچه بر تمام این امور قادر است . وقتی به حرم امامی مُشرّف میشویم ، پیش از آنکه پول و ماشین و همسر و خانه بخواهیم ، از حضرت هدایت و سعادت و عاقبت به خیری طلب کنیم . آیا خندار نیست که انسان به محضر پادشاهی که خزائنش مملوّ از شمشهای طلاست ،راه پیدا کند و به ما بگوید : ( هر چه میخواهد دل تنگت، بخواه) و ما از او یک بسته پفک تقاضا کنیم !؟ خواستن پول و خانه و ماشین از سلطان السلاطین امام رضا (ع) به منزله یپفک خواستن است



  • تبادل اطلاعات | پرشین بلاگ