تاريخ : ۱۳۸۸/۱۱/۱٠ | ۱:٥٢ ‎ق.ظ | نویسنده : ...

یکی از مصائب بزرگی که کمتر از آن یاد میشود، مصیبت غیبت امام زمان است که اگر شب و روز برای آن ندبه کنیم، جا دارد . غیبت یعنی در همین زمان و روی همین کره ی خاکی شخصیت عزیزی مانند امیر المؤمنین(ع) مانند سیدالشهداء (ع) وجود دارد که به خاطر گناهانمان از زیارتش محرومیم

گفتم که روی ماهت از من چرا نهان است

گفتا تو خود حجابی، ور نه رُخَم عیان است

در حقیقت اشکی را که در فراق امام زمان میریزیم ، اشکی است که بر حال بد خود و گناهان زیاد خود میریزیم ؛ چرا که اگر این گناهان نبود مانند بسیاری از پاکان که در زمان غیبت به محضر حضرت مَُّشّرف شده اند، لیاقت زیارت پیدا میکردیم . از مرحوم آیة الله بهجت نقل شده که امام زمان به شخصی که برای دیدن حضرت به ریاضت و اذکار و اوراد مشغول شده بود، پیغام دادند که لازم نیست این کارها را بکنید؛ شما خودتان را اصلاح کنید،ما به دیدن شما می آییم . پس باید گریه کنیم ؛ اول بر حال زار خود و دوم بر فراق از امام خود . اگر عُمق این مصیبت را به درستی درک کنیم، آرام و قرار نخواهیم داشت ( عزیز علیّ أن أری الخلق و لا تُری) باید بر ما دشوار باشد که همه را ببینیم ولی اصل کاری را نبینیم . ( عزیز علیّ أن أبکیک و یخذلک الوری) باید بر ما دشوار باشد که مردم به حضرت بی اعتنا و از یادش غافلند . اگر واقعا او را میشناختیم لحظه ای شادی نمیکردیم ولی چه کنیم که در معرفت او ناقصیم و در محبّت او قاصر

یوسف(ع) چند سالی از دیدگان یعقوب(ع) غایب شد . با اینکه حضرت میدانست فرزندش زنده است به نصّ قرآن آنقدر بر فراقش گریست که ( وابیضّت عیناه من الحُزن ) چشمانش از شدت اندوه و گریه نابینا گردید . ولی ما چی؟ اگر هفته ای چند قطره اشک از چشممان جاری شود، آنهم به مَدَد لحن سوزناک مداحی! هنر کرده ایم

خداوندا به حقّ مشتاقان حقیقی و عاشقان راستین امام زمان(ع) به ما هم بهره ای از عشق و اشتیاقشان عنایت فرما

امّا خود حضرت بر چه میگِریَد؟  در عبارتی که منسوب به حضرت است فرموده اند : اگرچه زمانه مرا از یاریت ای اباعبدلله تأخیر انداخت ولی صبح و شام بر مصائبت گریه میکنم و اگر اشکم تمام گردد به جای اشک بر تو خون میگریَم . آنطور که معروف است یکی از علماء حضرت را در خواب زیارت میکند و میپرسد : آن مصیبتی که به جای اشک بر آن خون میگریید ، مصیبت جدتان سیدالشهداست؟حضرت فرمودند : نه ، اگر جدم هم زنده بود بر آن مصیبت گریه میکرد. پرسید : مصیبت علی اکبر است؟ فرمود: نه،اگر علی هم زنده بود،بر آن مصیبت گریه میکرد . پرسید مصیبت عمویتان عباس است؟ فرمود: خیر،اگر او هم زنده بود، بر آن مصیبت گریه میکرد. عرض کرد : پس چه مصیبتی است؟ فرمودند : مصیبت اسارت عمه ام زینب . . .

السلام علی قلبها الصبور و لسانها الشکور . . . 



  • تبادل اطلاعات | پرشین بلاگ