تاريخ : ۱۳۸۸/٧/٢٤ | ٩:٤۱ ‎ق.ظ | نویسنده : ...

خویش فانی در (هوالموجود) کرد / رو به سوی کعبه ی مقصود

کرد

 

چون کمر بهر طواف عشق بست / در طواف اولش افتاد دست

 

دور دوم در مطاف داورش / شد فدای دوست دست دیگرش

 

دور سوم خون به جای اشک خورد / تیر دشمن آمد و بر مشک

 

خورد

دور چارم داشت عزم ترک سر / پیش دشمن کرد چشمش را

سپر

 

دور پنجم از عمود آهنین / گشت سرو قامتش نقش زمین

 

گشت در دور ششم از تیغ تیز / قطعه قطعه » عضو عضوش ریز

ریز

دور هفتم داده بود از کف قرار / خویشتن را دید در آغوش یار

 

چون که خون رفت از تمام پیکرش / دید زهرا(س) را به بالای

 سرش

با زبان حال  میگفتش  بتول :       /   آفرین عباس من » حجت

 

قبول

 

 

نظر یادتون نره دوستان عزیز



  • تبادل اطلاعات | پرشین بلاگ