تاريخ : ۱۳٩٢/٤/۱٧ | ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ | نویسنده : ...

وقتی کسی می گوید: خدا نیست، من به او می گویم: همین سخنت

محکمترین دلیل بر وجود خداست!

 

و وقتی با تعجب می پرسد: چگونه ( خدا نیست ) محکمترین دلیل بر

وجود خداست؟!

در جوابش این مثال را می زنم:

فرض کن به درب خانه یکی از دوستانت می روی و وقتی در می زنی،

دوستت از پشت در جواب می دهد: من نیستم!

شما به جای اینکه حرفش را باور کنی و برگردی، دوباره در می زنی و

وقتی دوستت می گوید: مگر نگفتم: من نیستم؟ شما می گویی: اتفاقاً

همین ( من نیستمِ ) تو محکمترین دلیل بر بودن توست!

وقتی یک کافر هم می گوید: خدا نیست، با چه چیزی می گوید؟ با

زبان. زبان چیست؟ یک تکّه گوشت 50 گرمی! آیا یک تکه گوشت می

تواند سخن بگوید؟! لابد می گویید: با کمک ارتعاشاتی که توسط تارهای

صوتی ایجاد می شود؟ آیا تار می تواند سخن بگوید؟! لابد می گویید: آن

ارتعاشات به کمک لب و دندان و حلق به حروف الفبا تبدیل می گردد. آیا

لب و دندان و حلق که گوشت و استخوانند، می توانند سخن بگویند؟ 

چه کسی به این موجودات بی جان، قدرت تکلم داده؟

آیا خود انسان به خودش قدرت تکلم داده؟!

انسانی که اصلا نمی داند تارهای صوتی چیست یا فقط اسم آن به گوشش خورده، چطور می تواند قدرت تکلم را در خود ایجاد نماید؟!

ساده است اما قابل دقت

پس: همین که کسی می گوید: (خدا نیست) یا (من خدا را قبول ندارم)

یا (اینها همه خرافات است) همین جملات، محکمترین دلیل بر وجود

خدا و خرافات نبودن اوست!

اگر لال بود، راحتتر می توانستیم نبودن خدا را باور کنیم!



  • تبادل اطلاعات | پرشین بلاگ