تاريخ : ۱۳٩۱/٦/٦ | ٧:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : ...

شیخ حسین نورانی:

 روستای چار برجک درافغانستان ونزدیک به مرز ایران واقع شده است در سال 1905 میلادی که تیت ( یکی از افراد گروه  تعیین خط مرزی  ایران وافغانستان ) از این روستا بازدید می کند ، به زیارت گاهی در این مکان با نام مزار شیخ حسین که به او لقب شیخ الزمان نیزداده اند بر می خورد . در آن دو کتیبه از جنس مرمرموجود بوده که یکی مربوط به شیخ حسین و دیگری مربوط به ابوطاهر خواهر زاده ملک حمزه سیستانی حاکم سیستان است.در کتیبه مربوط به شیخ حسین تنها جمله ای که باقی مانده ( وفات اعلا حضرت  623 قمری ) می باشد کلمه اعلی حضرت در گذشته به پیشوایان دینی یا حاکمان اطلاق  می شده که در مورد شیخ حسین پیشوای دینی  مد نظر بوده است.

 این مقبره در زمین های شاهی قرار داشته است در آن زمان تمام این زمین ها مربوط به حاکمان سیستان بوده است . زمانی که ابوطاهر فوت می کند مادر وی او را در جوار مزار شیخ حسین دفن می کند و کتیبه ای نیز در آن قرار می دهد ولی هم اکنون از این دو کتیبه اثری وجود ندارد. هم مزار و هم کتیبه  در اثر چپاول غارت گران آسیب دیده وحتی مقبره چندین بار ویران شده است اما مردمان محلی آن را دوباره مرمت نموده اند.         

بر طبق شجره نامه ای قدیمی که در دست فرزندان سید نور محمد ( فرزند ارشد شیخ حسین ) قرار دارد همسرحضرت شیخ حسین نورانی ، بی بی بستو دخترسید شیخ حسن بلانوش ( شیه حسن ) می باشد و طایفه شیخ حسینی ، شیخ ویسی وملوک زهی از نوادگان شیخ حسین نورانی هستند ونسبت آنها به امام علی (ع) می رسد و سید هستند . همچنین در این شجره نامه قید گردیده شه سالار و شه گمشاد و شه نهتان که به ترتیب طوایف سالارزهی، گمشاد زهی ونهتانی از آن ها بوجود آمده از اولادان حضرت خیر النساء بی بی فاطمه الزهرا علیهما السلام وحضرت علی علیه السلام می باشند وسید هستند.

             

شجره نسبی اولادی حضرت شیخ الزمان حضرت مولانا شیخ حسین نورانی رحمة الله علیه:

 شیخ الزمان مولانا حضرت شیخ حسین نورانی رحمة الله علیه بن سید شیخ کرم شاه صاحب بن سید جلال بن سید ملا جمال بخارایی بن سید سلطان ابراهیم بن سید امام موسی کاظم بن امام شریعت و طریقت حضرت امام جعفر صادق علیه الصلوة والسلام بن سید امام محمد باقر علیه السلام بن امام زین العابدین بیمار علیه السلام بن امام با صفا امام اهل السنة حضرت سید الشهدا امام حسین علیه السلام بن امام اول وخلیفة آخر حضرت علی کرم الله وجهه بن ابوطالب بن عبد المطلب بن عبدالهاشم بن عبد المناف بن قصی بن کلاب بن مرة بن کعب بن ابو لوئی بن غالب بن قهر بن مالک بن انظر بن کنانه بن خزیمه بن مدرکة بن حضرت الیاس (ع) بن مضر بن نزار بن معد بن عدنان بن ادّ بن ارد بن الهیسع بن جمل بن نیت بن فیذار بن حضرت اسماعیل (ع) بن حضرت ابراهیم (ع) بن تارخ بن ناصر بن شارغ بن ارغوة بن فالغ بن شالغ بن قینان بن ارفخشد بن سام ابن حضرت نوح (ع) بن برد بن حضرت ادریس (ع) بن مهمائیل ( ع ) بن قینان بن انوش بن حضرت شیث (ع) بن بنی آدم ابوالبشرعلیه السلام و علی نبینا افضل والسلام وآدم من التراب و التراب من الارض و الارض من الزبد و الزبد من الموج والموج من الماء و الماء من الدّر و الدّرة من الارادة و الارادة من علم الله تعالی ...

طا یفه شیخ ویسی

 اولادان حضرت سید شیخ حسین نورانی که طایفه شیخ حسینی را بوجود آوردند ، در بلوچستان پاکستان زندگی می کردند عده ای از این طایفه به قندهار مهاجرت و در کریشک سکونت    می نمایند که پس از مدتی از کریشک به چخانسور افغانستان مهاجرت نموده و از همان عده گروهی به زابل ایران می آیند وبه فامیل شیخ ویسی مسمّا می شوند. وبعد از مدتی عده ای از گروه مقیم افغانستان به سیستان می آیند در منطقه زابل سکونت می ورزند . از این گروه ، عده ای به افغانستان بر می گردند و بقیه در برج سربند زابل و کفتارگی و ده سمی زابل سکونت می نمایند در اول جلوس رضا شاه پهلوی از این گروه تقریبا یکصد و بیست خانوار به خراسان کوچ نموده واز آن جا به ترکمنستان وبه ماری و اطراف آن سکونت می نمایند. این گروه پس از فوت کد خدا رحمان شیخ حسینی  به سرکردگی جلال ولد میرافضل شیخ حسینی کوچ کرده اند که در بین این گروه ملا مسکین ولد سید عظیم شیخ حسینی بوده ودر سرخس سکونت گزیده اند . عده ای که در افغانستان ساکن شده اند به زبان افغانی صحبت می کنند و مسمّا به شیخ حسینی هستند .

 چون جد طایفه شیخ ویسی ، ویس (از نوادگان شیخ حسین نورانی) می باشد این نام برای این طایفه برگزیده شده است. بزرگان ، ویس را فردی جنگجو و طالب قدرت معرفی کرده اند که برای رسیدن به قدرت پیکار های فراوان انجام داده ولی اجل به او مهلت نداده ودر حدود 34 سالگی فوت می کند. فامیل شیخ ویسی زورگو٬ بی منطق و متجاوز نبوده و چنان آداب دینی و مذهبی خود را انجام می داده اند که خداوند دعا ونفرین آنها را در حق دوستان و دشمن  مستجاب می کرده است وهرگز زیر بار ظالمان نرفته است .

 امروزه اگر در نام خانوادگی وشناسنامه ای بسیاری از افراد طایفه تفاوت ها و نام های گوناگونی مشاهده می کنیم از شیرین کاری های ماموران آمار و ثبت احوال است که نمی خواسته  همه را با نام فامیل شیخ ویسی شناسنامه بدهد تا در شناخت یکدیگر دچار اشکال شوند .

 تا پیش از شناسنامه دار شدن در معرفی افراد نام و نام پدرو در موارد مشابه پدر بزرگ و یکی دو نسل جلو تر را هم می گفته اند برای مثال نام جد مشترک بسیاری از افراد فامیل علی اصغر بوده است ولی برای اینکه بهتر شناخته شود مثلا می گفته اند : ( علی اصغر محمد شاهسوار ) یا در معرفی دولت آباد می گفته اند : ( ده اصغر جنگی یعنی دهی که مرحوم علیجان اصغر جنگی در آن اقامت داشته است )  ویا برای معرفی نام های مشابه چند پشت را نام می برده اند مثلا محمد علیجان اصغر قاسم تا با محمد علیجان اصغر جنگی (مرحوم محمد شجاعی ) اشتباه نشود . به هر حال امروزه طایفه شیخ  ویسی با فامیل های زیر شناسنامه دارند:

شیخ ویسی ، شیخ حسینی ٬ ابراهیمی شیخی ٬ اسماعیلی شیخی  اصغری شیخی ، افضلی شیخی ، اسدی شیخی ٬ پهلوانی شیخی پیرانی شیخی ٬ تاجی شیخی ٬ حسین زاده شیخی ، خالقی شیخی ، خالصی شیخی ٬ دادی شیخی ٬ دلیری شیخی ٬ دلدار شیخی ، دبیری شیخی ٬ رافعی شیخی ، زاهدی شیخی    سهرابی شیخی ٬ ستوده شیخی ٬ شجاعی شیخی ٬ شیری شیخی  شیخی نسب ، شیخی غیور، شیخ نوری ٬ صادقی شیخی  صالحی شیخی  ، فاتحی شیخی ٬ قاسمی شیخی ٬ کریمی شیخی  لشکری شیخی ٬ محمدی شیخی ، محمد زاده شیخی ، میرانی شیخی ، میاندار شیخی ، مجاهدی شیخی ، مهاجر شیخی  نامدار شیخی ٬ آذرشب ، ارمغان زاده ، برومند ، پرنیان پوریان ، شیرخان ٬ سرخان ٬ غلامیان ، قوی بنیه ،  گل مقدم مرادی ٬ نوری  ، هرمزی

   شیخ ویسی ها  پس از ورود به ایران به قلعه کهنه در شیب آب (شهرکی –نارویی ) آمده از آنجا به آس حاجی می روند واز آن پس به اکبرآباد آمده و در آنجا ساکن می شوند. درآن زمان اکبر آباد جزء املاک امیری یعنی امیر محمد ابراهیم شوکت الملک اعلم ( پدرامیر حسن خان اعلم )  و برادر امیر شوک الملک دوم ( پدر اسدا... اعلم ) بود و سردار حسام نظام و سردار حیدرعلی خان کرد که بعد ها در کچیان اقامت نمود و پس از مرگش  پسرش محمد شریف خان کرد جانشین او شد به نما یندگی شوکت الملک ها بر کار کشاورزی اکبر آباد به عنوان مالک نظارت داشته وافرادی از طوایف دیگربه عنوان  مشرف مشغول به کار بودند.

 در آن زمان مشرفی مرسوم بوده وهر حوزه یک مشرف داشته که بر چند ده اشرافیت داشته است در حوزه دولت آباد ، اصغر جنگی مشرفی را بر عهده داشت و به همین علت در معرفی دولت آباد می گفته اند: ( ده اصغر جنگی ). ده های  میرشکار آس حاجی ٬خمک ٬کری و چند ده دیگر زیر نظر حوزه دولت آباد بوده است . در زمان رضا شاه که زمین های زابل از سال های 1312شمسی به بعد تقسیم و به مردم واگذار شد مشرفی کنار رفت و کد خدایی ٬ مباشری٬ میرابی و دشتبانی مرسوم شد .پس از فوت اصغر جنگی ، پسرش مرحوم علیجان کد خدایی دولت آباد را به عهده گرفت وغلام حیدر کربلا یی حیدر ( حیدری ) میراب و غلامعلی خان دشتبان دولت آباد شدند.

در حوزه اکبر آباد کد خدا لطفعلی مشرفی را بر عهده داشت و ده های فراهی ٬ خاک سفیدی٬ کیخا و چند ده دیگر زیر نظر او بودند . پس از فوت کد خدا لطفعلی واز بین رفتن مشرفی پسرش مرحوم کدخدا محمد ( کربلایی محمد ) کد خدا یی چهارده پارچه آبادی را به عهده گرفت وقنبر میران میراب و دادی میانداد دشتبان شدند .

بعد ها که عده ای از شیخ ویسی ها به عباس آباد یا نصرو می روند حیدر میران کد خدا و علیرضا پسرکد خدا ابراهیم میراب شد تا این که پس از فوت کد خدا حیدر،کد خدایی  به محمد قنبر محول می شود و یار محمد حاجی میراب انتخاب می شود پس از مرگ آن ها منطقه خراب می شود وهمه چیز نابود می شود کدخدایی اکبر آباد مدعیان زیادی پیدا می کند ولی پایداری فامیل شیخ ویسی وپشتیبانی آن ها از کد خدا محمد ( کربلایی محمد ) همه مدعیان را خانه نشین کرد . اتحاد و اتفاق اعضای فامیل چنان بود که هیچ طایفه ای نتوانست    شیخ ویسی را تسلیم نماید . شیخ ویسی ها همیشه در گرفتاری های فامیلی همه یک پارچه درمقابل طوایف مدعی ید واحد از کوچک و بزرگ ایستادگی نشان می دادند و از حیثیت فامیلی خود دفاع می کردند . 

 تا قبل از رضا شاه و تشکیل ارتش و نظامیان و نیرو های مسلح ، دولت درقبال واگذاری زمین و املاک به امیران و خوانین ، آنها را مکلف می نمود در زمان نیاز به دولت نیروی رزمی وجنگی و دفاعی بدهند بنا براین خان های زابل که خود وابسته به امیران قائن و شوکت المولک ها و خاندان اسد ا... بوده اند طوایف زابل را نیروی دفاعی خود می شمرده اند و هر خانی تعدادی از طوایف را با خود متحد می کرد . شیخ ویسی ها اهل تفنگ وشکار وهمچنین تیراندازهای ماهری بوده واز طرف دیگر افرادی نترس ٬ صدیق ووفادار به عهد و پیمان ودوستی بوده اند به همین دلیل مورد توجه سرداران زمان خود قرارگرفته و به عنوان نیروی پاسدار و تفنگدار محسوب می شدند .

 خان ملک ( یکی از خوانین آن زمان) که خود  جز برادر زاده و خواهر زاده اش کس دیگری نداشت طوایف شیخ ویسی ٬ بارانی ٬ سرگزی و جهانتیغ ویکی دو طایفه دیگر را از جمله نیروهای خود می شمرد .خان ملک به کدخدا لطفعلی و کدخدا محمد بسیار احترام می گذاشت تا جایی که پس از استخدام 50 نفر ژاندارم که سرکرده آن ها  وکیل حاجی رافعی شیخی بود از دولت 50 قبضه تفنگ برنو گرفت وبا مشورت کد خدا محمد شیخ ویسی به فامیل شیخ ویسی داده شد تا در موارد لزوم به عنوان  نیروی امدادی دولت باشند البته دررژه هایی که در روز 21 آذر برگذار می شد خان ملک طوایف مذکور را برای رژه می برد .

 در 19 بهمن سال 1330 حاجی حسین خان سارانی طایفه  شیخ ویسی و چند طایفه دیگر را به عنوان نیرو های ملی باهمراهی سردار محمد رضا خان در اعتراض به انتخابات مجلس  در زابل حاضر می کند جمعی از بزرگان شیخ ویسی با سردار محمد رضا خان در منزل وی ملاقات میکنند و او گزارش تمام وقایع را به آنها میدهد و از طرف خود و آیت الله شریفی از مرحوم غلامحیدر حسین اصغری شیخی  تشکر مینماید .

 پس از خشکسالی وقحطی در زابل و مهاجرت تعداد زیادی از شیخ ویسی ها مانند بسیاری از طوایف دیگر  به استان مازندران (گرگان وگنبد ) تا حدودی در پراکندگی فامیل مؤثر بود . خدا می داند که مرحوم کد خدا محمد چقدر از این قضیه ناراحت بود و تلاش می کرد تا طایفه اش متفرق نشود . امروزه اکبر آباد عباس اباد ، دولت آباد (ده اصغر جنگی ) ، ده نمکی و ده غلامحیدرهمه خرابه و ویرانه و تقریبا خالی از سکنه شده اند و بنا به فرمایش دبیر تا فداحسین در اکبر آباد ومحمد امیر کد خدا حیدر در عباس اباد باشند نام شیخ ویسی زنده است . 

 بعد  از انقلاب اسلامی زمین های صحرا بین کارگرانی که روی زمین کار کرده بودند تقسیم و واگذار شد ولی شیخ ویسی ها اکثرا در مناطقی سکونت داشته وکارکرده بودند که درانجا زمین واگذار نشد در بعضی جاها هم که واگذار شده بود مرغوب نبود ونتوانستند بهره خوبی ببرند و اکثرا با یکی دو هکتار زمین مشغول و سرگرم شدند ومسلم است که کفاف معاش خانواده را نمی داد وچه بسا بسیاری بیکار و بلا تکلیف مانده اند و هیچ امید و راه چاره ای نداشتند البته بعدها با تلاش وهمت جوانان وتحصیل در مقاطع عالیه و استخدام درادارات دولتی وضعیت به حد نسبتا مطلوبی رسید . شیخ ویسی های مهاجر امروزه در گرگان ، گنبد ، آزادشهر ، کلاله ، مینودشت  نظام آباد وروستاهای شیرعلی آباد ، قلعه محمود ، سیستان محله ،  امیرآباد  ، ابراهیم آباد  ، هیوه چی ،  دشت قلعه ، خط نوو چند روستای دیگر زندگی می کنند .

 

 

 

 

تیره های طایفه شیخ ویسی :

طایفه شیخ ویسی دارای سه تیره اصلی زلفی ٬ جمال وجنگی است . زلفی وجمال دو برادر وجنگی برادر زاده آن ها می باشد یعنی سه تیره اصلی طایفه شیخ ویسی از زلفی ٬ جمال و مرادخان (پدر جنگی ) به بالا مشترک می شوند  شیر خان و شاه بیک که برادران جنگی هستند نوادگان آن ها جزء تیره جنگی به حساب می آیند و بهتر بود به جای تیره جنگی می گفتند تیره مراد خان .  

طایفه شیخ ویسی به غیراز سه تیره بالا دارای جماعت های زیر میباشد :

 ۱-جماعت میر بیک

2-جماعت پیران

3-جماعت محمدی

4-جماعت لشکر خان

5-جماعت آقایی محمد رضا

6-جماعت غلام رستم

7-جماعت دوست محمد گل محمد علی مراد

8-جماعت افضل

9-جماعت ملا محمد علی اکبر درویش

10-جماعت اصغر ملا حسین که عده ای هم در ترکمنستان هستند

11- جماعت هیبت خان

12- جماعت ملا حسن و نور محمد اسدالله

15- جماعت اسماعیلی

16- جماعت نصیر

17- جماعت حیدری

18- جماعت آقاجان محمد جانی

20- جماعت لال محمد

21- جماعت مسافر سهراب

22- جماعت ملا محمد علی اکبر درویش

23- جماعت توتا

24- جماعت محمد اسماعیل مردان

25-  جماعت عباس شاهگل

26- جماعت دادی مردان

 

طایفه شیخ ویسی با طوایفی نظیر: خمبر ٬ گرگیج ٬ نارویی سنچولی ٬ سارانی ٬میر٬ پودینه ٬ جهانتیغ وصلت های مستحکمی داشته است همچنین مریم ریگی یکی از زنان مشهور طایفه ریگی وسرگرد خداداد ریگی طایفه شیخ ویسی را مادر قوم خویش می دانند. رییسی های بلوچستان که یکی از طوایف بزرگ قوم بلوچ می باشند خود را با طایفه شیخ ویسی هم فامیل می دانند. البته امروزه دامنه دختر دادن و دختر گرفتن از فامیل های گوناگون زابلی وغیر زابلی فراوان است و طایفه شیخ ویسی همانند طوایف دیگر باکمتر طایفه ای است که وصلت نداشته باشند.



  • تبادل اطلاعات | پرشین بلاگ