تاريخ : ۱۳٩۱/٤/٧ | ٦:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : ...

شاعری فرموده :

غیر از هوسِ دیدنِ رخسار چو ماهت اندر دلِ پُر حسرت یاران، هوسی

 نیست

آیا ما واقعا این گونه هستیم ؟ آیا آرزویی جز دیدار رخسار آن یار غائب از

 نظر در دل نداریم ؟ یا اینکه هر آرزویی داریم جز این ! آیا اگر بین دو

راهی ای واقع شویم که یک راهش رسیدن به صد ملیون تومان باشد و

 راه دیگرش نائل شدن به یک لحظه زیارت جمال نورانی حضرت، کدام را

انتخاب می کنیم ؟! آیا وقتی در دعای ندبه می گوییم : ( عزیز علیّ أن

أری الخلق و لا تُری ) ، واقعا ندیدن روی حضرت برای ما سخت و دشوار

 است ؟! آیا تا به حال از فراق حضرت اشک ریخته ایم ؟! آیا جمعه

هایمان با بقیه ایام هفته تفاوت دارد ؟ منظورم از لحاظ تعطیلی و تفریح و

 رفتن به پارک و سینما نیست ! منظورم آن است که آیا صبح جمعه در

 اشتیاق ظهورش و عصر جمعه از اندوه نیامدنش می سوزیم یا نه ؟

وقتی می گوییم : ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی دل بی تو به جان

 آمد، وقت است که بازآیی آیا واقعا بی او ، احساس تنهایی می کنیم و

 جانمان به لب رسیده یا اینکه همه این ها لقلقه زبانی بیش نیست ؟!

 وقتی می گوییم : بی همگان به سر شود، بی تو به سر نمی شود بی

 سر و جان به سر شود، بی تو به سر نمی شود آیا واقعا همین گونه

 است ؟! تا کی قرار است دروغ بگوییم ؟ و تا کی تصمیم داریم این

 حقائق را در وجودمان حقیقت نبخشیم ؟ آیا تا به حال دلمان برای

حضرت تنگ شده است یا برای غربت حضرت سوخته است ؟



  • تبادل اطلاعات | پرشین بلاگ