تاريخ : ۱۳۸٩/۱٢/۱٦ | ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ | نویسنده : ...

ناخدای کشتی

مدح خورشید ولایت میکنم  /  حرف از نور هدایت می زنم

صاحب عصر و زمان مهدی بُوَد  /  حُجّت حق در جهان مهدی بُوَد

طینتم با حُبّ او آغشته است  /  روی قلبم نام او بنوشته است

فرُّخ آن روزی که او دارد حضور  /  بی حضورش نیست در قلبم سُرور

آرزوی قلب مُشتاقان ، بیا  /  کشتی هستی بُوَد بی ناخدا

مرهم زخم دل جانها تویی  /  روشنایی بخش انسانها تویی

کاش باشم تا ببینم روی تو  /  سر نهم بر آستان کوی تو

ای طبیب دردهای بی علاج  /  این جهان دارد به نورت احتیاج

ریشه کن کُن پایه ی ظلم و ستم  /  شیعیان آزاد کن از رنج و غم



  • تبادل اطلاعات | پرشین بلاگ