تاريخ : ۱۳۸٩/۱۱/٢۸ | ٧:٤٦ ‎ق.ظ | نویسنده : ...

منم از شاعران قرن حاضر

 

اگر از اسمم بپرسی، هست یاسر

بُوَد امشب شب زیبای پیوند

شبی در زندگی شیرینتر از قند

همه هستند چون من خرّم و شاد

 

چرا؟ زیرا که او گشته داماد

دعا بهرت کنم بابا شوی زود

بَری از ازدواجت بهره و سود

چه سودی بهتر از ایجاد مُسلم

برای یاری امداد قائم(ع)

نموده مصطفی(ص)فرمایشی نَغز

که باشد این سخن بسیار پُر مغز:

بدانید این سخن ای امّت من

که باشد ازدواج از سُنَّت من

اگر دوری گُزینَد یک مسلمان

از این سُنّت، نباشد اهل ایمان

مترس از آب و نان و جیغ فرزند

که فرزندت بُوَد در کام، چون قند

خدا را داری و از فقر ترسی؟

بگیر از شعر یاسر پند و درسی

هر آنکس بهر کودک داده دندان

دهد بهر جویدن میوه و نان

هر آنکس بچه ی کمتر بخواهد

به رازق بودنش ایمان ندارد

اگر مهدی بیاید، یار خواهد

جوانان قوی بسیار خواهد

دو فرزند و سه فرزند و یکی بیش

نمیباشد کفایت بهر یاریش

شود تعداد دشمن بیش و ما  کم

بدون سعی دامادان عالَم

ز شیطان میرسد هر دم ندائی

زند هر لحظه در عالَم صدائی

مسلمانان دگر بچه نزائید

دو گوش خود به حرف من نمائید

ز شاعرهای حق گو دور باشید

به دنبال من ِ مغرور باشید

رَوید و لوله های خود ببندید

به دستورات پیغمبر بخندید

مخور ای دوست گول حرف او را

مبین پُردانه این دام عدو را

اگر داری به دل حُبّ پیمبَر

مگو : فذزند کمتر هست بهتر

بگو: فرزند باشد یک امانت

بُوَد حفظ امانتها عبادت

مترس از مشکلات اقتصادی

بکُن بر خالق خود اعتمادی

بدن قدر پدر، جانِ برادر

مُهیّا کرده از بهر تو همسر

چه بسیارند افراد مجرّد

که از سی هم نموده سنّشان رَد

ولی جرأت ندارد نزد بابا

زَنَد حرفیّ و گیرد حقّ خود را

اگر گوید: منم محتاج همسر

دهانش میده بو یشیر مادر!

خدا را شکر میکُن از ته دل

که نصف دین تو گردیده کامل

بخوان درس و بترس از حیّ یکتا

مترس از حرفهای مفت و بیجا

یکی گوید: دهانت میده بو شیر

یکی گوید: شَوی از زندگی سیر

یکی گوید: پسر، کو ماک و باغت

به خود رحمی بکن، کو نان داغت

یکی گوید: دراین دوران سختی

نبینی روی و بوی نیکبختی

 یکی گوید: زن و بچه قراره

دمار از روزگارت دربیاره

برادر جان بگو با یار و دشمن

توکّل بر خدایم میکنم من

به سوی درگه او رو نمایم

رساند روزی خود را برایم

تو ای بیهوده گو ایمان بیاور

خدا هم میشود بهر تو یاور

مبارک باد این پیوند مسرور

شود چشم حسودان جملگی کور

برای شاعر و داماد باهم

به جای کف زدن، صلوات خواهم



  • تبادل اطلاعات | پرشین بلاگ