تاريخ : ۱۳۸٩/٤/۸ | ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : ...

ایاسهم ارث زن نصف مرد است؟ مثلا : اگر شخصی بمیرد و سه وارث از خود به جا گذاشته باشد : پدر ، مادر و یک دختر ، طبق نظر همه ی مراجع مال او 5 قسمت می شود : یک قسمت پدر ، یک قسمت مادر و سه قسمت دختر . در این مثال دو زن و مرد داریم : مادر و پدر / دختر و پدر : زن و مرد اولی ارث برابر می برند و در زن و مرد دومی ، زن سه برابر مرد ! پس صحیح آن است که بگوییم : زن در اسلام گاهی نصف مرد و گاهی برابر مرد و گاهی چند برابر مرد ارث می برد . اگر این گونه مطرح کنیم اصلا شبهه ظلم مطرح نمی شود چون اگر خدا می خواست به جنس زن ظلم کند ، سهم او را همواره نصف قرار می داد و از نظر قانون گذاری هم راحت تربود نه اینکه یک جا نصف ، یک جا برابر و یک جا چند برابر قرار دهد . مثل اینک رئیس اداره ای که در آن 30 کارمند زن وجود دارد بخشنامه کند که از این ماه ، حقوق 10 زن مشخص نصف ، حقوق 10 زن دیگر برابر و حقوق 10 زن باقیمانده سه برابر کارمندان مرد شود . این جا هر عاقلی می فهمد که قصد رئیس ظلم به جنس زن نبوده چون اگر این گونه بوده می گفت : حقوق هر 30 زن نصف شود . از اینکه برخی زنان چند برابر و برخی آنها برابر است معلوم می شود آن هایی هم که نصف است ، مشکل از ناحیه ی دیگر است نه به جهت زن بودنشان

اما مغرضین بی انصاف ، اسمی از برابر و چند برابر نمی آورند و تنها موارد نصف را توی بوق می کنند که این دروغ و تهمتی است آشکار .

حتی موردی که به ظاهر ارث زن نصف مرد است یعنی برادر و خواهر را هم اگر درست تجزیه و تحلیل کنیم ، درمی یابیم که آنجا هم نفع زن رعایت شده است . مثلا دختر و پسری را فرض می کنیم که پدرشان از دنیا رفته است و سه میلیون ثروت داشته . دو میلیون به پسر می رسد و یک میلیون به دختر . دختر بسیار ناراحت می شود و به کم بودن سهم خود اعتراض دارد . زمان می گذرد ، برای دختر خواستگار می آید ، یک میلیون مهریه می طلبد که به ضمیمه ی یک میلیون ارثش می شود دو میلیون و بعد از رفتن به خانه ی شوهر هم تمام مخارجش اعم از خوراک و پوشاک و مسکن حتی کفنش ! برگردن مرد است و مرد نمی تواند او را الزام کند که از دو میلیون پس اندازش ریالی در مخارجش صرف نماید . از آن طرف پسر نیز برای خواستگاری سراغ دختری می رود . یک میلیون از دو میلیون سهم ارثش را به عنوان مهریه می پردازد و یک میلیون باقیمانده را سرمایه ای برای امرار معاش قرار می دهد . مغازه ای ، تاکسی ای ، گاری ای می خرد تا خرج زنش را درآورد . بعد از 6 ماه سراغ دختر و پسر قصه می رویم . دختر را که هنگام تقسیم ارث ناراحت و معترض بود ، خوشحال و راضی می یابیم . دو میلیون در بانک دارد و خرجی اش هم بر عهده شوهرش است . اما پسر ناراحت و عصبانی است زیرا دو میلیون تمام شده و صبح تا شب هم مشغول جان کندن برای سیر کرد ن شکم زن خود می باشد ! اینجاست که مرد باید به کم بودن سهم الارث خود اعتراض کند نه زن !

از طرف دیگر باید توجه داشت که قانون گذار، خداوند متعال است نه بشر عادی . اگر بشر عادی بود احتمال ظلم و حق کُشی در حقش می رفت اما انگیزه های ظلم در حق خداوند منتفی است زیرا ظلم ظالم یا به خاطر احساس کمبود است یا به جهت خالی کردن عقده ی دل و انتقام جویی یا اینکه منافع خود را در خطر می بیند یا می خواهد منافع دیگران را از آنِ خود کند یا ...

و تمام این علل از وجود قدس الهی منتفی است چرا که او صمد است و غنی و ( لا یظلم مثقال ذرة ) . ما یقین داریم که خداوند نه با زن پدر کشتگی دارد و نه با مرد پسر خالگی . زن و مرد را از خاک آفریده و هدف از خلقت هر دو را عبودیت قرار داده ( انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقاکم ) ملاک برتری نزد خدا تقوی است نه مرد یا زن بودن

نکته ی آخر اینکه تمام تفاوت های بین زن و مرد در مادیات و ظاهریات است نه در روحیات و معنویات . هیچ کجا نداریم که اگر فلان نماز را مرد بخواند فلان مقدار ثواب و اگر زن بخواند ، نصف آن را به او می دهند ، یا فلان روزه را اگر مرد بگیرد ، کفاره 60 سال گناهان اوست و اگر زن بگیرد کفاره 30 سال اوست ! پس معلوم می شود تفاوت هایی هم که در احکام وجود دارد ناشی از تفاوت های جسمی یا تفاوت وظایف ها است و گرنه در معنویات که اساس انسان است و در سیر تکامل بین زن و مرد هیچ تفاوتی وجود ندارد و هر کس به مقدار همت و تلاش خود بر دیگری سبقت می گیرد ( لیس للانسان الا ما سعی ).



  • تبادل اطلاعات | پرشین بلاگ