تاريخ : ۱۳۸۸/۱٢/٥ | ٤:٤٢ ‎ق.ظ | نویسنده : ...

حسد آن است که انسان نتواند نعمت یا مزیتی را برای کسی ببیند و آرزوی زوال آن را از او داشته باشد و اگر هم قدرت داشته باشد از هیچ کوششی در راه زایل کردن نعمت یا مزیت از او دریغ نکند

اگر انسان تمام نعمتها را از جانب خدا و خداوند را حکیم و آگاه به مصالح عباد بداند ، دیگر حسودی نمیکند چون میداند این کار در واقع اعتراض به خداست و ابراز این است که خدا اشتباه کرده که فلان نعمت را به فلان شخص داده است  و باید به من میداد !

اصلا شاید خدا این نعمت را به او داده تا او را آزمایش کند یا اینکه او به نعمت مشغول شده و از صاحب نعمت غافل گردد

تازه هر که بامش بیش برفش بیشتر ؛ هر کس نعمت هایش بیشتر باشد، مسؤلیتش دشوارتر است . یک انسان ثروتند حتی نسبت به همسایگان گرسنه اش مورد بازخواست قرار میگیرد ولی یک فقیر گرسنه روز قیامت از اینگونه محاسبه ها مُعاف است

صاحب نعمت حتی اگر نعمت را بجا مصرف کند ، مورد محاسبه قرار میگیرد : ( فی حلالها حساب ) لذا معروف است حضرت سلیمان(ع) آخریت پیامبری است که وارد بهشت میگردد با اینکه یقینا یک مثقال در غیر راه حق مصرف نکرده ولی باید پاسخگوی تمام ثروتش باشد و حسابش به طول می انجامد

حسود میپندارد که هر کس صاحب نعمت یا استعداد یا مزیتی بالاتر از اوست ، برتر است ؛ در حالیکه اینها نشانه ی برتری نیست . اگر ملاکهای مادی ما عوض شود دیگر به کسی حسودی نمیکنیم .

البته آرزوی داشتن نعمت بدون اینکه بخواهیم از کسی زائل شود را غبطه میگویند نه حسد ولی انسان عاقل به حال کسی به خاطر نعمتهای مادّی غبطه نمیخورد

لذا در روایات توصیه شده که در امور دنیایی به پایینتر از خود نگاه کن تا خدا را شاکر باشی و در امور معنوی به بالاتر از خود نگاه کن تا برای رسیدن به آن تلاش کنی

این بود آنچه عجالتا به ذهنم رسید و به نظرم نکات مهمّی است که اگر روی آنها تأمّل کنی،برایت مفید خواهد بود . باز هم اگر نکته ی جدیدی به ذهنت رسید یا از کسی شنیدی برایم بفرست تا من هم استفاده کنم

 



  • تبادل اطلاعات | پرشین بلاگ