تاريخ : ۱۳٩٠/٦/٢٩ | ۱٢:۱٩ ‎ب.ظ | نویسنده : ...



تاريخ : ۱۳٩٠/٦/٢٤ | ٦:۳٦ ‎ب.ظ | نویسنده : ...

گریه ی همراه با تسلیم

پیامبر گرامی اسلام ( صلی الله علیه و آله ) در مرگ فرزند شیرخواره ی خود ابراهیم که 20 ماه بیشتر نداشت ، گریه ی زیادی نمودند به حدی که موجب اعتراض برخی از اصحاب شد : یا رسول الله شما همواره به ما می فرمایید در مرگ عزیزانمان صبر پیشه کنیم و بی تابی ننماییم . پس چرا خود شما . . . ؟
پیامبر فرمود : قلب می سوزد و اشک جاری می شود ولی سخن ناحق بر زبانم جاری نمی شود
یعنی : من هم انسانم و عاطفه دارم . اینطور نیست که هر چه ایمان انسان بیشتر شود ، سنگدل تر گردد ! انسان های کامل در همه صفات حتی رحم و رأفت کامل هستند . من که به شما می گویم : گریه و بی تابی نکنید . چون گریه ی شما غالبا گریه اعتراض و شکایت است و گرنه اگر مانند من دردل راضی به رضای الهی و تسلیم مُقدّرات او باشید ، گریه نه تنها عیب نیست بلکه نشانگر رحمت و رأفت است . حضرت یعقوب هم آنقدر در فراق یوسف گریست تا نابینا شد ولی می گفت : ( انّما أشکو  حُزنی و بثّی إلی الله ) از خدا شکایت کردن بد است نه به خدا شکایت نمودن
شما که گریه می کنید ، در لابلای آن می گویید : ای خدا ، من چه گناهی کرده بودم که بچه ام رو ازم گرفتی ؟ ترجمه ی این جمله این میشه که : ای خدا ، چرا این قدر ظالمی ؟! چون بدون اینکه گناهی کرده باشم ، آزارم دادی !
گاهی هم رویتان نمی شود به زبان بیاورید ولی زبان حالتان همین است !
یادمه که یکی از رفقا می گفت : برادرم از دنیا رفته بود و ما تازه از خاک سپاری جنازه اش برگشته بودیم . فضای خانه آکنده از غم و اندوه و حزن بود . هر چند لحظه بغض یکی می ترکید و صدای گریه اش خانه را پر می کرد و به دنبال گریه ی او بقیه نیز به گریه می آمدند . از همه بیشتر مادربزرگم که خیلی به نوه اش علاقه داشت گریه و زاری می کرد . ناگهان جمله ای گفت که همه ی حاضرین غمگین و گریان به خنده افتادند ! همینجوری که روی پاهاش می زد ، گفت : ای خدا ، مگه دستم بهت نرسه ، می دونم چی کارت کنم !



تاريخ : ۱۳٩٠/٦/۱۳ | ٧:٢٢ ‎ب.ظ | نویسنده : ...
تاريخ : ۱۳٩٠/٦/٩ | ٩:٤٥ ‎ق.ظ | نویسنده : ...



تاريخ : ۱۳٩٠/٦/٧ | ٤:۱٧ ‎ب.ظ | نویسنده : ...

چرا هرچه دعا میکنیم ، مشکلات و گرفتاریهایمان برطرف

نمیشود ؟ این سؤالی است که خیلی ها مخصوصا در ماه مبارک

رمضان و شبهای قدر میپرسند و من امسال اینگونه پاسخ

دادم :

خداوند در سوره ی شوری میفرماید : ( و ما اصابکم من مصیبة

فبما کسبت ایدیکم و یعفو عن کثیر)

بسیاری از گرفتاریها و گره ها درحقیقت بازتاب اعمال گذشته ی

ماست که یا یادمان رفته و یا خود را نسبت به آنها به فراموشی

زده ایم ! در این عالم هیچ کاری گم نمیشود و هر چه بکاریم ،

همان را درو میکنیم . به قول شاعر :

آنچنان گرم است بازار مکافات عمل

گر به دقت بنگری ، هرروز، روز محشر است

مگر مشکلات ما چیست ؟ یا مشکل مالی داریم و از پرداخت

قسطهای وامهایمان عاجز شده ایم یا بیماری داریم که بیماریش

طول کشیده و یا . . . از همین قبیل . به حمدالله مشکل معنوی

که نداریم ! و مگر مشکل معنوی هم وجود دارد ؟! بگذریم

قطع نظر از اینکه برخی از این مشکلات در واقع امتحان و

آزمایش است که اگر از آن سرافراز درآییم ، بر درجات و مقامات

معنوی ما افزوده میگردد و چه زیباست حدیثی که میفرماید :

( در روز قیامت وقتی اهل عافیت ، اجر و پاداش اهل مصیبت را

مشاهده مینمایند ، آرزو میکنند که ای کاش ما در دنیا با قیچی

ریزریز شده بودیم !

گذشته از این دست مشکلات و آزمایشات ، بسیاری از

گرفتاریها ، ناشی عملکرد خود ماست و خودکرده را تدبیر نیست

گاهی ظلم هرچند به ظاهر کوچک به یکی از مخلوقات الهی ،

تبعات جبران ناپذیری برای ظالم به بار می آورد . ( انّ الله لا یحبّ

الظالمین ) ( انّ الله لا یهدی القوم الظالمین ) متأسفانه ما تا

واژه ی ظالم و ستمگر و جنایتکار را میشنویم ، ذهنمان به

فرعون و نمرود و شمر و یزید و صدام میرود و غافلیم از اینکه

ممکن است خود ما نیز مصداقی برای این عنوان باشیم . اصلا

دقت کردید که من گفتم ظلم به یکی از مخلوقات و نگفتم ظلم

به انسانها ؟ چرا که گاهی ظلم به یک حیوان هم موجب

گرفتاری ظالم میگردد . در کتاب کیمیای محبت میخواندم که

قصابی به نزد مرحوم رجبعلی خیاط آمد و گفت : فرزندم در حال

جان دادن است ، برای سلامتیش دعا کنید . ایشان مدتّی سر

به زیر انداخت و فرمود : گوساله ای را جلوی مادرش سر بریده

ای ، باید بچه ات جلوی چشمت بمیرد و دعا هم فایده ای

ندارد !

می بینید ؟ با اینکه سر بریدن حیوانی جلوی مکروه است نه

حرام ولی بالاخره چیزی که عوض داره گله نداره

یا  مثلا اگر گره ای به زندگیمون افتاده ، هیچ فکر کردیم که

شاید یه زمانی یه بنده ی خدا بهمون رو زده تا گره ای از کارش

وا کنیم ولی ما بهش بی اعتنایی کردیم و قدمی برای رفع

مشکلش برنداشتیم . شاید الآن که مشکل مالی داریم ، نتیجه

ی اون برخورد بد ما  با کسی بوده که از ما برای رفع مشکلش

مقداری قرض میخواسته و ما با اینکه داشتیم ندادیم یا حتی

خیلی پیش و پا افتاده تر از اینها ، مثل اون روزی که اون آقا از

تاکسی پیاده شد و چون پول خرد نداشت ، تا چشمش به ما

افتاد گفت : آقا دارین این هزاری را خرد کنید ؟ و ما بدون اینکه

دستی به جیب و نگاهی به کیفمان کنیم ، گفتیم : ندارم ! هم

دروغ گفتیم هم حاضر نشدیم چند ثانیه وقت صرف دست توی

جیب کردن بکنیم یا به اون ارباب رجوع بیچاره ای میدونستیم از

شهرستان اومده و با چند دقیقه وقت گذاشتن میشه کارش رو

راه انداخت ، گفتیم : برو هفته ی دیگه بیا ، یا به منشیمون

گفتیم : بگو : رئیس جلسه داره ! ولی حالا در شبهای قدر

انتظار داریم خدا فورا دعاهامون رو اجابت و مشکلاتمون رو

برطرف کنه و اگر صبح بشه و گره ای باقیمونده باشه ، از خدا

طلبکار میشیم و به او معترض !

تازه خداوند در آیه ای که اول مطلب نوشتم ، فرموده : ( و یعفو

عن کثیر ) یعنی : خدا از بسیاری از خطاهای ما نیز چشم

پوشی میکند و گرنه اگر بخواهد مو را از ماست بکشد و مکافات

تمام کوتاهیهای ما را همین دنیا بدهد ، احدی جان سالم به در

نمی برد . زندگی ما مملو از گناه و معصیت و ظلم و حق کشی

است و آن وقت میگوییم : چرا باران نمی بارد ؟! به نظر من با

وضعیتی که ما و جامعه ی ما داریم ، همین که سنگ از آسمان

نمی بارد ، جای شکر دارد !



  • تبادل اطلاعات | پرشین بلاگ