تاريخ : ۱۳۸٩/٩/٢٧ | ۱٢:٢٠ ‎ب.ظ | نویسنده : ...

ای همسفر با غصه ها و ماتم عشق
ای خون جگر از ماجرای پر غم عشق


ای سینه ات آیینه دار داغ گلها
ای باغبان بی قرار باغ گلها


ای همنوا با نینوا نای گلویت
سرخی خون لاله ها آب وضویت


در محملی از خون دل و قلبت شکسته
با یاد آن بانوی در محمل نشسته


گاهی نشسته خود نماز شب بخوانی
تا حال زینب را به شام غم بدانی


گاهی سرت بر تربت سلطان عشق است
گاهی دلت کرب و بلا گاهی دمشق است


چشمت ز خون و جانت از ماتم لبالب
ذکر لبانت دم به دم شد وای زینب


زینب خدای عشق و جان عالمین است
ذکر طپشهای دل زینب حسین است


چون طینت او از ازل شد نینوایی
روحش حسینی است و قلبش کربلایی


همراه یاران شد روانه از مدینه
با خاطراتی جانگداز و سوز سینه


گاهی به مهلا بوسه از دلدار گیرد
گاهی به مقتل از غمش صد بار میرد


گاهی به نیزه زائر رخسار یارش
گاهی به پیراهن کند یاد نگارش


از کربلا تا شام غم احرام بسته
در حج خونینش سر از محمل شکسته


در سینه زینب که مجنون حسین است
دل نیست قلبش مشتی از خون حسین است



تاريخ : ۱۳۸٩/٩/۱٩ | ٩:۳۱ ‎ق.ظ | نویسنده : ...

حج عباس(ع)

 خویش فانی در (هوالموجود) کرد

 

رو به سوی کعبه ی مقصود کرد

 

چون کمر بهر طواف عشق بست

در طواف اولش افتاد دست

دور دوم در مطاف داورش

شد فدای دوست دست دیگرش

دور سوم خون به جای اشک خورد

تیر دشمن آمد و بر مشک خورد

دور چارم داشت عزم ترک سر

پیش دشمن کرد چشمش را سپر

دور پنجم از عمود آهنین

گشت سرو قامتش نقش زمین

گشت در دور ششم از تیغ تیز

قطعه قطعه » عضو عضوش ریز ریز

دور هفتم داده بود از کف قرار

خویشتن را دید در آغوش یار

چون که خون رفت از تمام پیکرش

دید زهرا(س) را به بالای سرش

با زبان حال  میگفتش  بتول :

 آفرین عباس من » حجت قبول



تاريخ : ۱۳۸٩/٩/۱۳ | ٧:٤٠ ‎ب.ظ | نویسنده : ...

 

ماه میگوید : حسین ، با آه میگوید حسین

 

آیه آیه حضرت الله میگوید : حسین

یار میگوید : حسین ، دلدار میگوید : حسین

در مدینه احمد مُختار میگوید : حسین

نار میگوید : حسین ، گلزار میگوید : حسین

شاه مردان ، حیدر کرّار میگوید : حسین

خار میگوید : حسین ، غمخوار میگوید : حسین

فاطمه بین در و دیوار میگوید : حسین

خاک میگوید : حسین ، افلاک میگوید : حسین

مجتبی با سینه ی صد چاک میگوید : حسین

خواب میگوید : حسین ، مهتاب میگوید : حسین

منبر و سجّاده و محراب میگوید : حسین

هوش میگوید : حسین ، مدهوش میگوید : حسین

بین خیمه کودکی خاموش میگوید : حسین

چاره میگوید : حسین ، بیچاره میگوید : حسین

غنچه ی شش ماهه در گهواره میگوید : حسین

باده میگوید : حسین ، دلداده میگوید : حسین

پاره پاره اکبر شه زاده میگوید : حسین

دال میگوید : حسین ، گودال میگوید : حسین

تازیانه بر تن اطفال میگوید : حسین

لاله میگوید : حسین ، آلاله میگوید : حسین

در خرابه دختری با ناله میگوید : حسین

شیر میگوید : حسین ، شمشیر میگوید : حسین

اصغر ششماهه ی بی شیر میگوید : حسین

یاس میگوید : حسین ، احساس میگوید : حسین

در کنار علقمه ، عباس میگوید : حسین



تاريخ : ۱۳۸٩/٩/٥ | ٩:۱٦ ‎ق.ظ | نویسنده : ...

چه لطیف است حس آغازی دوباره،

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...

 و چه اندازه عجیب است، روز ابتدای بودن!

و چه اندازه شیرین است امروز...

 روز میلاد...

روز تو!

 روزی که تو آغاز شدی!

 تولدت مبارک...

پی نوشت

دوستای عزیزم سلام

برای ابجی گل مهدیه  که به نظر من فعال ترین وبلاگ نویس بوده و هست ارزو سلامتی

و سعادت دنیا اخرت رو دارم و از خدای مهربون  میخوام که ابجی مهدیه هر ارزویی داره

 براورده بشه شاد میشم تبریکاتون رو اینجا هم بگین و به وبلاگ ابجی مهدیه هم

سر بزنید و اونجا هم بهشون تبریک بگین اینم ادرس وبلاگ ابجی مهدیه

http://www.mahdiehpouryadegar.blogfa.com/



  • تبادل اطلاعات | پرشین بلاگ