تاريخ : ۱۳۸٩/٤/۳٠ | ٥:۱٥ ‎ب.ظ | نویسنده : ...

خلوت انس

 

ای فرزند آدم . . .

آیا شنیده ای چقدر تنها خواهی ماند ؟

ساعتی؟

   روزی؟

   ماهی؟

   سالی؟

  چندین سال ؟ چند میلیون  سال ؟

با خودت فکر کن و بیندیش ؛ هر قدر که قرار است پس از مرگ با من باشی ، در دنیا با من انس بگیر

اگر لحظه ای ، لحظه ای

و اگر همیشه ، همیشه

 



تاريخ : ۱۳۸٩/٤/٢٧ | ٧:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : ...

وقتی ادم بی دلیل عاشق شد

 وقتی ادم بی دلیل عاشق شد  بی دلیل دل داد و پس نگرفت

هیچگاه دلیلی برای دل کندن نمی یابدو چه سنگین است حکمرانی

 چنین این عشق بی دلیل.همین دوست داشتن بی دلیل است که کم

کم شاه قضیه دل ما میشود...

به گمانم این همان مفهوم تعریف نشده جبر است...

دوست داشتن همان معنای پیچیده ای است که با هزارنقض هم نقض

نمیشود

وای بر آشیانه ای که بی کبوتر عشق بماندانجاست که زندگی  مبهم

 

میشودحتی در بی نهایت هم نمیتوان اثری از آن یافت

 



تاريخ : ۱۳۸٩/٤/۱۸ | ٢:٥٠ ‎ق.ظ | نویسنده : ...

قبل از آنکه بمیرید ، بمیرید . معنای این حدیث شریف آن است

که : قبل از آنکه اجبارا بمیرید ، اختیارا بمیرید ؛ چون مرگ در

 حقیقت جدا شدن از مادیات و علایق دنیا است و کسانی که

در دنیا هستند ولی دل از دنیا بُریده اند ، در حقیقت مرگ

اختیاری را برگزیده اند و چه انتخاب خوبی

 

عمره و حج نیز تمرین این مرگ است . همه ی ما را بعد از مرگ

 برهنه میکنند ، غسل میدهند و کفن پوش میکنند ولی حاجیها

این سه کار را خود با خود انجام میدهند : نخست برهنه شده و

غسل احرام میکنند و سپس لباس سفید احرام را میپوشند که

گویا مُرده اند و به سوی خدا رهسپار . با این فرق که مُرده ی

حقیقی را راه بازگشتی نیست و هر چه اصرار کند که مرا به

دنیا برگردانید ، کسی به او محل نمیگذارد ولی حاجی بعد از

طواف و سعی ، اجازه ی بازگشت به دنیا را پیدا میکند . کاش

همه ی حاجیها قدر این فرصت دوباره را بدانند و آدم شوند و

مثل من مصداق این شعر نباشند که :

 

هر کُرّه خری در این جهان خر شد و رفت

 

ما زاده ی آدمیم و آدم نشدیم . . . !

 

یا مصداق این شعر که :

 

خر عیسی اگر به مکه رود

چون بیاید ، هنوز خر باشد !



تاريخ : ۱۳۸٩/٤/۸ | ۱۱:٤٩ ‎ق.ظ | نویسنده : ...

ایاسهم ارث زن نصف مرد است؟ مثلا : اگر شخصی بمیرد و سه وارث از خود به جا گذاشته باشد : پدر ، مادر و یک دختر ، طبق نظر همه ی مراجع مال او 5 قسمت می شود : یک قسمت پدر ، یک قسمت مادر و سه قسمت دختر . در این مثال دو زن و مرد داریم : مادر و پدر / دختر و پدر : زن و مرد اولی ارث برابر می برند و در زن و مرد دومی ، زن سه برابر مرد ! پس صحیح آن است که بگوییم : زن در اسلام گاهی نصف مرد و گاهی برابر مرد و گاهی چند برابر مرد ارث می برد . اگر این گونه مطرح کنیم اصلا شبهه ظلم مطرح نمی شود چون اگر خدا می خواست به جنس زن ظلم کند ، سهم او را همواره نصف قرار می داد و از نظر قانون گذاری هم راحت تربود نه اینکه یک جا نصف ، یک جا برابر و یک جا چند برابر قرار دهد . مثل اینک رئیس اداره ای که در آن 30 کارمند زن وجود دارد بخشنامه کند که از این ماه ، حقوق 10 زن مشخص نصف ، حقوق 10 زن دیگر برابر و حقوق 10 زن باقیمانده سه برابر کارمندان مرد شود . این جا هر عاقلی می فهمد که قصد رئیس ظلم به جنس زن نبوده چون اگر این گونه بوده می گفت : حقوق هر 30 زن نصف شود . از اینکه برخی زنان چند برابر و برخی آنها برابر است معلوم می شود آن هایی هم که نصف است ، مشکل از ناحیه ی دیگر است نه به جهت زن بودنشان

اما مغرضین بی انصاف ، اسمی از برابر و چند برابر نمی آورند و تنها موارد نصف را توی بوق می کنند که این دروغ و تهمتی است آشکار .

حتی موردی که به ظاهر ارث زن نصف مرد است یعنی برادر و خواهر را هم اگر درست تجزیه و تحلیل کنیم ، درمی یابیم که آنجا هم نفع زن رعایت شده است . مثلا دختر و پسری را فرض می کنیم که پدرشان از دنیا رفته است و سه میلیون ثروت داشته . دو میلیون به پسر می رسد و یک میلیون به دختر . دختر بسیار ناراحت می شود و به کم بودن سهم خود اعتراض دارد . زمان می گذرد ، برای دختر خواستگار می آید ، یک میلیون مهریه می طلبد که به ضمیمه ی یک میلیون ارثش می شود دو میلیون و بعد از رفتن به خانه ی شوهر هم تمام مخارجش اعم از خوراک و پوشاک و مسکن حتی کفنش ! برگردن مرد است و مرد نمی تواند او را الزام کند که از دو میلیون پس اندازش ریالی در مخارجش صرف نماید . از آن طرف پسر نیز برای خواستگاری سراغ دختری می رود . یک میلیون از دو میلیون سهم ارثش را به عنوان مهریه می پردازد و یک میلیون باقیمانده را سرمایه ای برای امرار معاش قرار می دهد . مغازه ای ، تاکسی ای ، گاری ای می خرد تا خرج زنش را درآورد . بعد از 6 ماه سراغ دختر و پسر قصه می رویم . دختر را که هنگام تقسیم ارث ناراحت و معترض بود ، خوشحال و راضی می یابیم . دو میلیون در بانک دارد و خرجی اش هم بر عهده شوهرش است . اما پسر ناراحت و عصبانی است زیرا دو میلیون تمام شده و صبح تا شب هم مشغول جان کندن برای سیر کرد ن شکم زن خود می باشد ! اینجاست که مرد باید به کم بودن سهم الارث خود اعتراض کند نه زن !

از طرف دیگر باید توجه داشت که قانون گذار، خداوند متعال است نه بشر عادی . اگر بشر عادی بود احتمال ظلم و حق کُشی در حقش می رفت اما انگیزه های ظلم در حق خداوند منتفی است زیرا ظلم ظالم یا به خاطر احساس کمبود است یا به جهت خالی کردن عقده ی دل و انتقام جویی یا اینکه منافع خود را در خطر می بیند یا می خواهد منافع دیگران را از آنِ خود کند یا ...

و تمام این علل از وجود قدس الهی منتفی است چرا که او صمد است و غنی و ( لا یظلم مثقال ذرة ) . ما یقین داریم که خداوند نه با زن پدر کشتگی دارد و نه با مرد پسر خالگی . زن و مرد را از خاک آفریده و هدف از خلقت هر دو را عبودیت قرار داده ( انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقاکم ) ملاک برتری نزد خدا تقوی است نه مرد یا زن بودن

نکته ی آخر اینکه تمام تفاوت های بین زن و مرد در مادیات و ظاهریات است نه در روحیات و معنویات . هیچ کجا نداریم که اگر فلان نماز را مرد بخواند فلان مقدار ثواب و اگر زن بخواند ، نصف آن را به او می دهند ، یا فلان روزه را اگر مرد بگیرد ، کفاره 60 سال گناهان اوست و اگر زن بگیرد کفاره 30 سال اوست ! پس معلوم می شود تفاوت هایی هم که در احکام وجود دارد ناشی از تفاوت های جسمی یا تفاوت وظایف ها است و گرنه در معنویات که اساس انسان است و در سیر تکامل بین زن و مرد هیچ تفاوتی وجود ندارد و هر کس به مقدار همت و تلاش خود بر دیگری سبقت می گیرد ( لیس للانسان الا ما سعی ).



تاريخ : ۱۳۸٩/٤/٤ | ٧:٢۱ ‎ب.ظ | نویسنده : ...

گفتم در این ایام مبارک قدر یادی کنم از استاد شهریار تبریزی آن شاعر شیدا و  یکی از اشعار معروف او را در مدح حضرت امیرالمومنین بنویسم.

علی آن شیر خدا شاه عرب
الفتی داشته با این دل شب
شب ز اسرار علی آگاه است
دل شب محرم سر الله است
شب شنفته ست مناجات علی
جوشش چشمه‌ی عشق ازلی
قلعه بانی که به قصر افلاک
 سر دهد ناله‌ی زندانیِ خاک
اشکباری که چو شمع بیدار
 می‌فشاند زر و می گرید زار
دردمندی که چو لب بگشاید
 در و دیوار به زنهار آید
کلماتی چو دُر آویزه‌ی گوش
مسجد کوفه هنوزش مدهوش

 فجر تا سینه‌ی آفاق شکافت
چشم بیدار علی خفته نیافت
ناشناسی که به تاریکی شب
 می‌برد شام یتیمان عرب
پادشاهی که به شب برقع پوش
می‌کشد بار گدایان بر دوش
تا نشد پردگی آن سر جلی
نشد افشا که علی بود علی

شاهبازی که به بال و پر راز
می‌کند در ابدیت پرواز
عشقبازی که هم آغوش خطر
 خُفت در خوابگه پیغمبر
آن دم صبح قیامت تاثیر
حلقه‌ی در شد از او دامنگیر
دست در دامن مولا زد در
 که علی بگذر و از ما مگذر
شال شه وا شد و دامن به گرو
زینب‌اش دست به دامان که مرو
شال می‌بست و ندایی مبهم
 که کمربند شهادت محکم

پیشوایی که ز شوق دیدار
می‌کند قاتل خود را بیدار
ماه محراب عبودیت حق
سر به محراب عبادت منشق
می‌زند پس لب او کاسه‌ی شیر
می‌کند چشم اشارت به اسیر
چه اسیری که همان قاتل اوست
تو خدایی مگر ای دشمن دوست

شبروان مست ولای تو علی  جان عالم به فدای تو علی

در جهانی همه شور و همه شر
ها عَلِیٌ بَشَرٌ کَیفَ بَشَر



تاريخ : ۱۳۸٩/٤/۳ | ٩:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده : ...

تاجر را تعریف نموده و انواع معاملات تجاری را نام برده و توضیح دهید ؟

سه نوع از معاملات تجاری تبعی را نام برده و حکم معاملات اموال غیر منقول را بنویسید ؟

 انواع دفاتر تجاری را نام برده و توضیح دهید ؟

رقابت مکارانه را توضیح داده و تفاوت شرکت های تجاری و حقوقی را بنویسید ؟

 شرایط اساسی تشکیل شرکت های تجاری را نام برده و توضیح دهید ؟

تعارض قانونی موجود در بحث اقامتگاه شخص حقوقی را تحلیل نموده و وضعیت تابعیت شخص حقوقی را بنویسید ؟

 شرکت های اشخاص و سرمایه را توضیح داده و برای هریک مثال بزنید.؟

خصوصیات شرکت های سهامی را نام برده و تفاوت شرکت های سهامی عام و خاص را بنویسید ؟

 فرایند تشکیل و ثبت شرکت های سهامی عام را توضیح دهید؟

شرایط تبدیل شرکت سهامی خاص به عام را نوشته و 4 مورد از موارد مندرج در اعلامیه پذیره نویسی را بنویسید ؟

اساسنامه را تعریف نموده و 6 مورد از مواردی را که باید در آن ذکر شود را بنویسید ؟

سرمایه احتیاطی را تعریف نموده و انواع کاهش سرمایه را نوشته و توضیح دهید ؟

انواع سهام را نام برده و توضیح دهید و علت تبدیل سهام بی نام به با نام و با نام به بی نام را بنویسید ؟

 اوراق قرضه را تعریف نموده , انواع اوراق قرضه را نام برده و توضیح دهید ؟

 انواع مجامع عمومی را نام برده و حد نصاب تشکیل و تصویب هر یک را بنویسید ؟

 چهار مورد از وظایف مجمع عمومی را نام برده و 4 شرط قانونی درباره انتخاب مدیران شرکت سهامی را بنویسید ؟

چهار مورد از موارد انحلال شرکت های سهامی را نام برده و 4 مورد از وظایف مدیر تصفیه را در شرکت های سهامی بنویسید ؟



  • تبادل اطلاعات | پرشین بلاگ