تاريخ : ۱۳۸۸/٦/٢٢ | ٥:۱۳ ‎ب.ظ | نویسنده : ...

سلام خواهش میکنم نظر بدین

جلوه حق

حَُجَّتِ ثانی عَشَر، مهدی بُوَد

نعمتِ حق بر بشر مهدی بُوَد

ساربان کاروان انس و جن

انبیا را تاج سر مهدی بود

یوسف زهرا به کنعان جهان

باغ عصمت را ثمر مهدی بود

ناخدای کشتی خلق خدا

شافع روز خطر مهدی بود

مُنجی عالَم ز شر ظالمان

بهر مظلومان پدر مهدی بود

شاهد اعمال پنهان و عیان

از حقایق باخبر مهدی بود

این جهان آفرینش چون صدف

اندر آن تنها گهر مهدی بود

روز و شب در انتظار نور او

پیشوای منتظر مهدی بود

وافی از وصف صفاتش عاجز است

چونکه حق را جلوه گر مهدی بود

 

 

نظر بده تا شاد بشم



تاريخ : ۱۳۸۸/٦/۱٢ | ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ | نویسنده : ...

از آیات و روایات استفاده می شود که نماز کامل و حقیقی نمازی است که با حضور قلب و خلوص نیت و همراه با یقین باشد. از امام رضا (ع) نقل شده است : "لا صلاة الا باسباغ الوضو‌ء و احضار النیة و خلوص الیقین و افراغ القلب و ترک الاشتغال و هو قوله"فاذا فرغت فانصب و الی ربک فارغب"؛(1) نماز کامل باید با وضوی کامل ، با حضور قلب و خلوص یقین و خالی بودن فکر و ذهن و قلب از توجه و اشتغال به دنیا باشد، همان طور که خطاب به پیامبر آمده است : "هنگامی که فارغ شدی، به نماز بایست و به سوی پروردگارت بشتاب".
اما این بدان معنا نیست که اگر احیانا نماز با این ویژگی ها نبود، باطل است ، بلکه می توان مراتب متعددی برای نماز و نمازگزار تصور کرد. مسلماٌ هر چه درجه و مرتبة کمال معنوی بالاتر باشد، نماز بهتر و از درجه ای بالا برخوردار خواهد بود. قرآن از برخی انسان ها چنین یاد می کند "رجال لا تلهیهم تجارة و لا بیع عن ذکر الله؛(2) افرادی که تجارت و خرید و فروش آنان را از ذکر خدا باز نمی دارد". اینان در عین این که بین مردم هستند و به کار و تلاش مشغولند، ولی این کارها آنان را از نماز و یاد خدا باز نمی دارد.
برای تحصیل حضور قلب در نماز، راهکارها و مراتبی است که به آنها اشاره می کنیم:
1 - شخص نماز گزار اجمالاٌ بداند که با خداوند سخن می گوید و حمد و ثنای او می کند، اگر چه به معنای الفاظ توجه نمی کند.
2 - علاوه بر مرحلة قلبی، به معانی کلمات و اذکار نیز توجه داشته باشد و بداند که چه می گوید. به این مرتبه روایتی از امام صادق (ع) اشاره دارد: "هر کس دو رکعت نماز بخواند، در صورتی که بداند چه می گوید، از نماز فارغ می شود در حالی که بین او و خداوند گناهی نیست، مگر این که خداوند آن ها را می بخشد" . (3)
3- مرتبه سوم آن است که اسرار عبادت و حقیقت اذکار و تسبیح و تحمید را بفهمد.
4- آن اسرار و حقایق به باطن نفوذ کند.
5 - در این مرتبه نمازگزار به مرتبة کشف و شهود و حضور کامل می رسد، که به این مرحله حضور قلب در معبود می گویند. در این مرحله نمازگزار حتی به خود و افعال و حرکاتش نیز توجه نداشته، از سخنگو و سخن نیز غافل است. (4)
بدیهی است که بعضی از این مراتب اختصاص به اولیای حق دارد، ولی تحصیل بعضی مراتب دیگر برای دیگران نیز ممکن
است. بزرگان برای به دست آوردن حضور قلب در نماز عواملی را ذکر کرده اند که مهم ترین آن ها عبارتند از :
1- اهمیت دادن به نماز: عارف بزرگ میرزا جواد آقا ملکی تبریزی می گوید: حضور قلب سببش همت آدمی است، زیرا قلب تابع همت بوده و اگر همت نماز باشد، قلبت هم نزد نماز حاضر خواهد بود. هر اندازه که همت انسان بیش تر باشد، قلبش هم بیش تر نزد نماز خواهد بود و هر اندازه که همت انسان بیش تر باشد، غفلتش از غیر نماز بیش تر خواهد بود. (5)
کسانى که نماز را سرسرى مى گیرند و نسبت به آن بى توجه هستند و به اهمیت نماز توجهى ندارند، حضور قلب نخواهند داشت. بر عکس کسانى که به نماز اهمیت مى دهند و براى آن سرمایه گذارى مى کنند و آن را ستون دین مى دانند و وقت و فرصت بیشترى را صرف نماز مى کنند، حضور قلب بیشترى خواهند داشت.
2 - شناخت و آگاهی: هرمقدار معرفت انسان به حق تعالی بیشتر باشد، احساس او نیز بیش تر خواهد بود و در برابر پروردگار خاضع و خاشع خواهد بود و خداوند را ناظر و حاضر خواهد دید.
3 - فهم معانی نماز: در ابتدا در یک نماز باید مراقب چند کلمه بود و با تمرین بیش تر، کلمات بیشتری را با معانی آن ادا نمایید.
4 - آمادگی قبل از نماز: کسی که می خواهد در نماز حضور قلب داشته باشد، لازم است به مقدمات نماز توجه داشته باشد و وضو را به صورت کامل انجام دهد و قبل از نماز لحظاتی را با خدا خلوت کند. امام صادق (ع) می فرماید: "هنگامی که به قصد نماز به جانب قبله ایستادی ، دنیا و آن چه در آن است و مردم و احوال آن ها را فراموش کن. قلبت را از هر شاغلی که تو را از یاد خدا باز می دارد، فارغ ساز و با چشم باطن، عظمت و جلال خدا را مشاهده کن. به یاد آور توقف خودت را در برابر خدا، در روزی که هر انسانی اعمالی پیش فرستاده اش را آشکار می سازد " . (6)
5 - رعایت مستحبات نماز: از اسباب حضور قلب، رعایت احکام و آداب نماز است، مانند نگاه کردن به محل سجده در حال قیام، نگاه کردن بین دو پا در حال رکوع، نگاه کردن به دامن در حال تشهد و سلام و چسباندن دست ها به بدن در حال قیام و غیره.
از هنگام وضو ساختن، دل را به خدا بسپار و با گفتن اذان و اقامه و توجه به معانى و مفاهیم بلند آن، جان و روح و قلب را به آن خط نورى ملکوتى اتصال بده که از کعبه تا عرش واز آن جا تا حقیقت اسما و صفات و از آن فراتر تا "ذات احدیّت" امتداد دارد.
پس از اقامه گفتن و قبل از ورود به نماز، به ابراهیم خلیل تأسى کن و بگو: "انّى وجهت وجهى للذى فطر السموات و الارض حنیفاً و ما انا من المشرکین"؛(7) من روى خود رابه سوى کسى کردم که آسمان‏ها و زمین را آفریده، من در ایمان خود خالصم و از مشرکان نیستم.
سپس با حضور قلب و توجه به معانى الفاظ بگو: "انّ صلوتى و نسکى و محیاى و مماتى للَّه ربّ العالمین"؛(8) بگو: "نماز و تمام عبادات من، و زندگى و مرگ من، همه براى خداوند پروردگار جهانیان است.
آن گاه که در دروازه تکبیر قرار گرفتى، گناهان خویش را به یاد آور و به عظمت خالق توجه نما و حقارت خویش را در نظر آور و بگو: "یا محسن قد اتاک المسى و قد امرت المحسن ان یتجاوز عن المسى انت المحسن و انا المسى بحق محمد و آل محمد صل على محمد آل محمد و تجاوز عن قبیح ما تعلم منّى"اى خداى نیکوکار! بنده گناهکارت به در خانه تو آمده است، و تو امر کرده‏اى که نیکوکار از گناهکار بگذرد، تو نیکو کارى و من گناهکارم، بحق محمد و آل محمد رحمتت را بر محمد آل محمد بفرست و از کارهاى زشتى که مى‏دانى از من سر زده بگذر".
6 - انتخاب مکان مخصوص و اختصاص وقت مناسب برای نماز.
7 - فراغت قلب: یکی از مهم ترین اسباب حضور قلب، فراغت قلب است .
تا بر نخیزی از سر دنیا و هر چه هست با یار خویشتن نتوانی دمی نشست
حضرت امام خمینى در مورد راه هاى تحصیل حضور قلب مى گوید: " آنچه باعث حضور قلب شود، دو امر است: یکى فراغت وقت و قلب و دیگر فهماندن به قلب اهمیت عبادت را. و مقصود از فراغت وقت آن است که انسان در هر شبانه روزى براى عبادت خود وقتى را معیّن کند که در آن وقت خود را موظف بداند فقط به عبادت بپردازد و اشتغال دیگرى را براى خود در آن وقت قرار ندهد. انسان اگر بفهمد که عبادت یکى از امور مهمه اى است که از کارهاى دیگر اهمیتش بیشتر بلکه طرف نسبت با آن ها نیست [= قابل مقایسه نیست] البته اوقات آن را حفظ مى کند و براى آن وقتى موظف مى کند ... از فراغت وقت،‌مهم تر فراغت قلب است و آن چنان است که انسان در وقت اشتغال به عبادت، خود را از اشتغالات و هموم دنیایى فارغ کند و توجه قلب را از امور متفرقه و خواطر متشتّته [=پراکنده] منصرف نماید و دل را یکسره خالى و خالص براى توجه به عبادت و مناجات با حق تعالى نماید و تا فراغت قلب از این امور حاصل نشود، تفرغ براى او و عبادت او حاصل نشود".9
8- رفع موانع: پرخوری، جلوگیری از ادار، کسالت و خستگی، سر و صدا و نگاه به اطراف، مانع حضور قلب در نماز می شود. رفع این موانع در حضور قلب مؤثر است.
موانع تا نگردانى ز خود دور درون خانه دل نایدت نور
9ـ احساس و درک عظمت و بزرگى خدا.
درک عظمت و بزرگى هر کسى بستگى به مقدار شناخت و معرفت به او دارد. هر مقدار این شناخت بیشتر شود،‌بزرگى و عظمت او بیشتر جلوه گر خواهد شد. اگر کسى به عظمت و بزرگى خدا پی ببرد، ‌طبعاً‌ خضوع و خشوع بیشترى در پرستش و عبادت خواهد داشت.
ابان بن تغلب می‌گوید: به امام صادق(ع) گفتم: على بن الحسین(ع) را دیدم وقتى که به نماز می ایستاد، رنگ به رنگ مى شد. فرمود: آرى او خدایى را که در برابرش ایستاده بود، کاملاً مى شناخت.(10)
امیرالمؤمنین(ع) در وصف عارفان و خدا پرستان واقعى فرمود: «عظم الخالق فى أنفسهم فصغر ما دونه فى أعینهم؛(11) آنان خدا را به عظمت و بزرگی شناخته اند. بنابراین هر چه غیر او است، در نظرشان کوچک جلوه می‌کند».
10ـ جلوگیرى از هرزگى قوة خیال:
یکى از بزرگترین عوامل حواس پرتى در نماز،‌ هرزگى و پراکندگى قوة خیال است. اگر قبل از نماز چند دقیقه اى به وسیلة ذکر خدا و مناجات و خواندن نمازهاى مستحبى و تلاوت قرآن، خود را آمادة نماز کنیم،‌ذهن از حواس پرتى و پراکندگى و از توجه به کثرت، به سوى وحدت منعطف مى شود،‌در نتیجه در نماز فکر انسان به این طرف و آن طرف متوجه نمی شود. کسى که قبل از نماز با دیگرى بگو مگو و بحث داشته یا خوشحال یا ناراحت شده، اگر فوراً وارد نماز شود، نمازش تحت تأثیر آن افکار خواهد بود و حضور قلب نخواهد داشت.
11ـ طول دادن و با تأنى خواندن نماز: اگر کسى رکوع و سجود را مقدارى طولانى کند و با حال خوشی اذکار و سجود را بگوید، در حضور قلب مؤثر خواهد بود.
12ـ ترک گناه یکى از مهم ترین عوامل توفیق در حضور قلب در نماز است. کسى که اهل معصیت وگناه باشد،‌ توفیق بازیابى به درگاه خدا نمى یابد.
13ـ حالت خاصی در نماز که بیانگر خضوع است، در خشوع که حالت قلبى است، تأثیر مى گذارد.
14ـ بعضى از آداب نماز مانند سر وقت خواندن و مواظبت بر وقت نماز و به حالت کسالت داخل نماز نشدن و ... در نماز مؤثر است.
15 - دوری از غذاهای شبهه ناک و حرام و اموالی که از طریق غیر مشروع به دست می آید در حضور قلب و ایجاد آمادگی درونی برای نماز و سخن گفتن با خدا بسیار موثر است.
16- رعایت آدابی از قبیل مسواک زدن،‌ انگشتر به دست کردن،‌ عطر زدن و ... که باعث آمادگی و تمیزی و پاکی انسان می شود. این کارها موجب بهره برداری هر چه بیشتر از برکات معنوی نماز می شود.
17- ترک گناه:
کسى که به خیانت به مردم، کلاه برداری، رشوه خواری، اختلاس،‌تهمت، غیبت ، شهوت و ... فکر مى کند، براى او قلبى نمانده است تا در آن خدا جلوه کند. هر چه هست غیر خدا است.
دل ز دل بردار اگر بایست دلبرداشتن دلبر و دل داشتن نَبْوَد طریق عاشقان
گناه لذت مناجات را از انسان مى گیرد و با گرفتن لذت شیرینى عبارت، حضور قلب هم خواهد رفت.
امام صادق(ع) مى فرماید: "خداوند به داوود پیامبر فرمود: قرار نده بین من و خودت عالِمى را که شیفتة دنیا است،‌چون این شخص از راه محبت من جلوگیرى مى کند. این ها دزدان راه بندگانى هستند که به سوى من مى آیند. کم ترین کارى که من با آن ها مى کنم، این است که شیرینى مناجاتم را از قلبشان مى گیرم".12
رسم عاشق نیست با یک دل دو دلبرداشتن یا زجانان یا زجان بایست دل برداشتن
بدیهی است آنچه در این نوشتار بیان داشتیم ، بسیار بیشتر از تمرکز است ؛ زیرا تمرکزکه مربوط به فکر و ذهن است ، آسان است ، اما حضور قلب مرتبه ای بسیار بلند و رفیع است که مربوط به دل و قلب آدمی است.

نوشته شده توسط وحید بهروز



تاريخ : ۱۳۸۸/٦/۱ | ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ | نویسنده : ...

گاهی ما شرّ خود را از خداوند می‌طلبیم و آگاه نیستیم که این، شرّ برای ما محسوب می‌شود در حالی که خداوند همیشه خیر انسان را می‌خواهد. اگر ما دعایی بر خلاف مصلحت خود کنیم اگر چه استجابت نمی‌شود ولی ثواب آن برای آخرت ما ذخیره خواهد شد و عوض آن در آخرت نمایان خواهد شد به نحوی که انسان آرزو می‌کرد هرگز دعاهایش در دنیا مستجاب نمی‌شد.

دعا هرگز به معنای تعطیلی قوای انسانی و فعالیت او نیست یعنی دعا هرگز جانشین عمل نمی‌شود بلکه مکمل عمل خواهد بود.

همه انسانها کم و بیش پرونده‌های سیاه و تاریکی در نامه اعمال خود دارند که اگر با ادب و نزاکت رفتار کنند مانع غرور بی ‌جا و تکبر آنها شده و خود مانع خوبی برای بسیاری از رذایل اخلاقی است.

در درخواست و تقاضا از خداوند هم بدون واسطه و هم با واسطه سفارش شده است. هم می‌توانید مستقیماً از خداوند طلب حاجت کنید و هم می‌توانید اولیاء حق را واسطه قرار دهید هر دو ممدوح و درست است.

استخاره خود شرایط ویژه‌ای دارد و در هر صورت استخاره درست نیست خصوصاً استخاره با قرآن کریم که لازمه آن احاطه و فهم دقیق معانی قرآنی است و این برای همه افراد میسور نیست.

دنیا محفوف و پیچیده در سختی‌ها و رنج‌ها است و ما قاعدتاً به همه آروزهای خود نخواهیم رسید چون این دنیا دار مزاحمت و درگیری اسباب و مسببات با هم می‌باشد و دستیابی به همه آرزوها بسیار مشکل می‌باشد و بهتر آن است که به اندازه تلاش و کوشش خود توقع داشته باشیم و از دلبستگی‌های زیادی و بی‌مورد چشم بپوشیم.

محرومیت مسلمانان ناشی از دیانت آنان نیست بلکه عوامل متعددی دارد که باید در مجال مناسب مورد بررسی قرار بگیرند چنانچه پیشرفت غیر مسلمین ناشی از بی‌دینی یا نامسلمان بودن آنان نیست بلکه عوامل و علل خاص خود را دارد.

مثنوی مولانا داستانی بدین مضمون نقل کرده است که مردی بود همیشه اهل دعا و ذکر و توجه به حضرت حق، شبانگاهی شیطان به او القاء کرد که این همه یارب یارب گفتی ولی خداوند حتی یک لبیک نگفت، بس است و دیگر دنبال این کار نرو. پس حرف شیطان سخت او را تحت تأثیر قرار داد و دیگر از عبادت و نیایش دست کشید. تا سحرگاهی هاتفی به او گفت: خداوند می‌فرماید این توفیق که هر شبانه روز به درگاه من می‌آیی از خود من است و اگر من لبیک نگویم تو هرگز توفیق نیایش و عبادت و ذکر پیدا نخواهی کرد این خواست من است که تو زاری می‌کنی و زیر هر یارب گفتن تو لبیک من خوابیده است. و در روایات داریم که گاهی خداوند چون بنده‌ای را خوش نمی‌دارد می‌گوید فوری دعایش را مستجاب کنند و گاهی چون بنده‌ای را بسیار دوست دارد می‌خواهد که بیشتر زاری و دعا و نیایش داشته باشد و استجابت او را به تأخیر می‌اندازد. البته گاهی گناهان هم مانع استجابت دعا می‌شوند خصوصاً حرام خواری و غیبت مسلمانان

خلاصه دعا استجابت نمی‌شود چون الف: استجابت آن خلاف مصلحت ما است و ما خود خبر نداریم. ب: دعای ما توقع بی‌جا و بی‌مورد است ج: دعای ما موانعی دارد مثلاً غیر مشروع است یا ما اهل غیبت و حرام خواری و دیگر گناهان از این دست هستیم د: دعای ما مستجاب نمی‌شود تا بیشتر به حضرت حق روی آوریم و این عامل تکامل ما می باشد.

 



  • تبادل اطلاعات | پرشین بلاگ