به وبلاگ وحید بهروز خوش امدید
اللهم عجل ولیک الفرج 
نويسندگان
لینک دوستان

مناظره ای اول:

http://www.aparat.com/v/y35Ud

مناظره دوم:http://www.aparat.com/v/cHoWU

اوائل کلیپ تصویری است ولی در ادامه صوتی می شود

 

[ ۱۳٩۳/۱/۱٥ ] [ ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ ] [ ... ]

آنچه که حق آفرید                        بوده برای فاطمه





گفت از آن سبب نبی                  من به فدای فاطمه

[ ۱۳٩۳/۱/۱٤ ] [ ۸:۱٠ ‎ق.ظ ] [ ... ]

[ ۱۳٩۳/۱/۱ ] [ ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ ] [ ... ]

برخی صفات کریمه از عبادات مستحبی موثرتر و نجات بخش ترند هرچند این طور به نظر نیاید.

در شرایط گوناگون این چنین است؛ مثلا اگر دست انسان از عبادت ها و ریاضاتِ شرعیِ خاص و نوافل، کوتاه باشد، این صفات و خُلقیات در ترقی معنوی انسان و سعادت دنیا و آخرت او تاثیری بیش از تصور رایج ما دارد. 

اغلب مردم کسی را که کمتر صحبت می کند و یا کمتر می خندد و سرش در گریبان خود است و... و مثلا دائما روزه است و عبادات فردی اش و احوال فردی خودش را مهم تر می داند، متدین تر و او را به نجات نزدیک تر می دانند. در حالی که انبیاء عمده وقت شان را در اجتماع و سر و کله زدن با مردم؛ آن هم بیشتر "مردم هدایت نشده" می گذراندند و "سخن گفتن" را از "سکوت" لازم تر و ارجح می دانستند و اساسا انبیاء عظام از جانب خدای متعال، مکلّف به "سخن گفتن" و ارتباط و تعامل بودند، نه سکوت و انزوا! اما بشر همیشه احساس کرده دوری از جامعه به دینداری نزدیک تر است شاید زمانی هم این طور بوده اما با ظهور دین کامل؛ اسلام ناب؛ دینی که زندگی اجتماعی در آن بسیار مهم است و تعامل صحیح و سازنده با مردم اهمیت فراوان دارد، جامعه گریزی فقط یک انحراف است و یک فرار.

این رشته سر داراز دارد به همین مختصر اکتفا می کنم و یک روایت برای نجات و سلامت بیشتر در تعامل با جامعه تقدیم می کنم:

این فرمایش نورانی امام زین العابدین؛ علی بن الحسین علیه السلام است:

 أرْبَعٌ مَنْ کُنَّ فیهِ کَمُلَ إسْلامُهُ، وَ مَحَصَتْ ذُنُوبُهُ، وَ لَقِیَ رَبَّهُ وَ هُوَ عَنْهُ راض:

[۱] وِقاءٌ لِلّهِ بِما یَجْعَلُ عَلى نَفْسِهِ لِلنّاس،

[۲] وَ صِدْقُ لِسانِه مَعَ النّاسِ،

[۳] وَ الاْسْتحْیاء مِنْ کُلِّ قَبِیح عِنْدَ اللّهِ وَ عِنْدَ النّاسِ،

[۴] وَ حُسْنُ خُلْقِهِ مَعَ أهْلِهِ.

 هرکس داراى چهار خصلت باشد، ایمانش کامل، گناهانش بخشوده خواهد بود، و خداوند را در حالی که از او راضی و خشنود است ملاقات خوهد کرد:

۱.  تقواى الهى به طورى که بتواند بدون توقّع و چشم داشتى، نسبت به مردم خدمت نماید.

۲.  راست گویى و صداقت نسبت به مردم در تمام موارد زندگى.

۳. رعایت حیا نسبت به تمام زشتى هاى شرعى و عرفى.

۴.  خوش اخلاقى و خوش برخوردى با اهل و عیال خود.

[ ۱۳٩٢/٤/۱٧ ] [ ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ ] [ ... ]

آدم به حال بعضی ها غبطه می خوره که چقدر به فکر خودشون هستند و برای خودشون

ارزش قائلند.

یکی از همین ها می گفت: من شاید بعضی وقت ها فیلم ببینم، ولی هیچ وقت سریال

تماشا نمی کنم.

ازش پرسیدند: چرا؟ گفت: وقتی آدم سریالی را دنبال می کنه، کم کم با بازیگران اون

سریال انس می گیره و اونها می شن بخشی از وجودش.

من نمی خوام وجودم رو در اختیار هر کسی قرار بدم.

مخصوصاً کسانی که به دروغ می خندند و به زور گریه می کنند تا پولی به دست بیارند!

[ ۱۳٩٢/٤/۱٧ ] [ ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ ] [ ... ]

از فرمایشان مرحوم آیت الله بهجت:

 

یک چیز هست که خدا به همه داده و لی همه می گویند نداریم؛ و آن رزق و روزی است.

و یک چیز هم هست که خدا به همه نداده و لی همه می گویند ما آن را داریم؛

و آن عقل است!

[ ۱۳٩٢/٤/۱٧ ] [ ۱٠:۳٠ ‎ق.ظ ] [ ... ]
حدیث یک
رسول خدا فرمود هر مرضی دارویی دارد و داروی گناه استغفار است
حدیث دو
امام صادق علیه السلام فرمود هر کس به هنگام خواب صد باز از خدا طلب امرزش نماید
در حالی که شب را به پایان میبرد که همه گناهانش میریزند مانند برگ های درختان که
میریزند و در حالی وارد صبح میشود که هیچ گناهی ندارد
حدیث سه
راوی میگوید از امام باقر علیه السلام شنیدم که فرمود رسول الله فرموده بود
بودن من در میان شما و استغفارپناه گاه محکمی از عذاب الهی است حال آن پناه گاه
بزرگ الهی از بین ما رفته است و استغفار مانده است پس زیاد استغفار کنیدزیرا گناهان
را ازبین میبرد و خدای عز وجل میفرماید در حالی که تو در میان آنها هستی خداوند آنها
را عذاب نمیکندو نیز در حالی که آنها استغفار میکنند و خداوند انها را نیزعذاب نمیکند

حدیث چهار
راوی میگوید به امام باقر نامه ای نوشتم و به حضرت گفتم چیزی به من بیاموز که مرا از
دنیا تا اخرت با شما نگه دارند حضرت در پاسخ برایم نوشتن تا میتوانی استغفار کن و
زبانت را سوره انا انزلنا تر نگه دار
حدیث پنج
امام باقر از پدرانش نقل میکند که رسول خدا فرموده خوشا بحال انان که در روز قیامت در
نامه عمل شان زیر هر گناهی استغفار الله باشد
 
[ ۱۳٩٢/٤/۱٧ ] [ ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ ] [ ... ]

وقتی کسی می گوید: خدا نیست، من به او می گویم: همین سخنت

محکمترین دلیل بر وجود خداست!

 

و وقتی با تعجب می پرسد: چگونه ( خدا نیست ) محکمترین دلیل بر

وجود خداست؟!

در جوابش این مثال را می زنم:

فرض کن به درب خانه یکی از دوستانت می روی و وقتی در می زنی،

دوستت از پشت در جواب می دهد: من نیستم!

شما به جای اینکه حرفش را باور کنی و برگردی، دوباره در می زنی و

وقتی دوستت می گوید: مگر نگفتم: من نیستم؟ شما می گویی: اتفاقاً

همین ( من نیستمِ ) تو محکمترین دلیل بر بودن توست!

وقتی یک کافر هم می گوید: خدا نیست، با چه چیزی می گوید؟ با

زبان. زبان چیست؟ یک تکّه گوشت 50 گرمی! آیا یک تکه گوشت می

تواند سخن بگوید؟! لابد می گویید: با کمک ارتعاشاتی که توسط تارهای

صوتی ایجاد می شود؟ آیا تار می تواند سخن بگوید؟! لابد می گویید: آن

ارتعاشات به کمک لب و دندان و حلق به حروف الفبا تبدیل می گردد. آیا

لب و دندان و حلق که گوشت و استخوانند، می توانند سخن بگویند؟ 

چه کسی به این موجودات بی جان، قدرت تکلم داده؟

آیا خود انسان به خودش قدرت تکلم داده؟!

انسانی که اصلا نمی داند تارهای صوتی چیست یا فقط اسم آن به گوشش خورده، چطور می تواند قدرت تکلم را در خود ایجاد نماید؟!

ساده است اما قابل دقت

پس: همین که کسی می گوید: (خدا نیست) یا (من خدا را قبول ندارم)

یا (اینها همه خرافات است) همین جملات، محکمترین دلیل بر وجود

خدا و خرافات نبودن اوست!

اگر لال بود، راحتتر می توانستیم نبودن خدا را باور کنیم!

[ ۱۳٩٢/٤/۱٧ ] [ ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ ] [ ... ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

اللهم عجل ولیک الفرج
موضوعات وب
صفحات اختصاصی
امکانات وب
RSS Feed